۲۰ توصیه امیرالمومنین (علیه السلام) درباره آداب غدیر
1- برای اهل و عیال خود دست و دلبازی کنید و به برادران و دوستانتان نیکی کنید.
2- درمقابل این نعماتی که به شما داده شده خدا را شکر کنید.
3- دورهم جمع شوید تا خدا کارهایتان را سامان دهد.
4- به یکدیگر نیکی کنید تا خداوند دلهایتان را به هم پیوند دهد.
5- نعمت های الهی را به هم هدیه دهید، خدا ثواب هر عمل در این روز را چندین برابر عمل در اعیاد دیگر قرار داده.
6- تا جایی که در توان دارید از آنچه که خدا به شما داده به برادران و خانواده تان رسیدگی و پذیرایی کنید.
7- مهربانی به همدیگر در این روز، رحمت و رافت خداوند را جلب می کند.
8- نیکی در این روز اموال را زیاد می کند و عُمر را می افزاید.
9- در میان یکدیگر خوشرو باشید.
10- در دیدار یکدیگر، اظهار شادمانی کنید.
11- به کسی که بر خیر شما امید دارد، افزون بر آن بدهید.
12- به ناتوانان همچون خود و هر قدر که از دستتان بر می آید و برایتان امکان دارد، بخورانید.
13- خرج کردن یک درهم در این روز، پاداش 100 هزار درهم در روزهای دیگر و حتی بیشتر دارد.
14- هر کسی مومنی را افطار دهد انگار به یک میلیون نبی و صدیق و شهید افطار داده است.
15- چون همدیگر را دیدید، دست بدهید و سلام کنید و نعمت امروز را به هم تبریک بگویید.
16- اگر کسی از آغاز دنیا تا پایانش، روزها را روزه بگیرد و شبهایش را احیا بگیرد، به پای ثواب روزه این روز ، اگر خالصانه باشد نمیرسد.
17- و هر کس برای برادرانش قرض بگیرد (برای حل مشکل آنها واسطه شود) و به آنها کمک نماید، من از سوی خدا ضامنم که اگر زنده بماند، بدهی اش را بپردازد و اگر قبضِ روحش کند، خداوند خود قرض او را به عهده بگیرد.
18- هر کس در این روز پیش از درخواست برادرش به یاریش بشتابد و از سر رغبت به او نیکی کند، پاداش کسی را دارد که این روز را روزه و شبش را احیا گرفته است.
19- این سخنان را حاضران به غایبان و شاهدان به آیندگان برسانند.
20- توانگر به دیدن فقیر برود و نیرومند به دیدن ناتوان برود.
(مصباح المتهجد ج 2، 757-758)
نقل از کانال تلگرامی cheragh_e_sabz2@
غدیر خم نام ناحیهای میان مکه و مدینه است که پیامبر اسلام، در ۱۸ ذیالحجه سال ۱۰ هجری قمری علی بن ابی طالب را «ولی» مؤمنان اعلام کرد.
به گزارش خبرگزاری صدا و سیما، از مجموع معانی مختلفی که در فرهنگهای عربی برای غدیر ذکر کرده اند میتوان تعریف زیر را به دست آورد: غدیر، آبگیر و محل پست طبیعی زمین است که آب باران یا سیل در آن جمع میشود و معمولا آب آن تا فصل گرما نمیماند.
جمع کلمه غدیر به ۴ صورت میآید: غُدر، غُدًر، أغدرُه، غُدَران. درباره علت نامگذاری «آبگیر» به «غدیر» که صفت مشبهه است، به دو جهت ذکر کرده اند:
۱_ به معنای اسم مفعول از «مُغادَرَه؛ رفتن و باقی گذاشتن» و منظور آن است که سیل، آبگیر را پر میکند و آن را با آبش رها میکند و میرود.
۲_ به معنای اسم فاعل از «غَدْر؛ حیله و مکر» حیله گر. منظور آن است که آبگیر با آب فراوانی که دارد، هنگام شدت احتیاج، آبش تمام میشود.
معنای اصطلاحی غدیر:
در مسیر سیلهایی که در غرب عربستان از سمت شرقی تا دریای سرخ ادامه مییابد، آبگیرهای متعددی وجود دارد که با عبور سیل در هنگام بارندگی، آب در آنها باقی میماند و برکههایی را تشکیل میدهد که مردم منطقه تا مدتها از آب آن استفاده میکنند.
این برکهها که در عربی «غدیر» نامیده میشود،در آن سرزمین خشک، ارزش فوق العادهای دارد و بعد از باران، آب ذخیره آن مورد استفاده مسافران قرار میگیرد.
معنای خُم:
به معنای پاکیزگی است. قلب مخموم یعنی دلی پیراسته از حسد، شاید آبی که در آن جمع میشود پاکیزه و شایسته نوشیدن بود.
همچنین گردهمایی حجاج در بازگشت از سفر معنوی حج، در آن مکان، بدین مناسبت بوده که در منطقه لبریز از نعمت حیات (آب) و پالوده از هرگونه آلودگی، برترین نعمت الهی یعنی ولایت به مردم عرضه شود و آنان نیز با پیراسته جانی آن را بپذیرند و هرگز حسدورز نباشند.
یاقوت در معجم البلدان از زمخشری نقل کرده است:
«خم» نام مرد رنگرزی بوده که آبگیر بین مکه و مدینه به او نسبت داده شده است و سپس از صاحب مشارق نقل میکند که گفته است: «خُم» اسم مجموعه درختانی در آنجاست و در آن آبگیری است که به خُم نسبت داده میشود
موقعیت جغرافیایی غدیرخم
اهل لغت و جغرافی نویسان و تاریخ نگاران، محل غدیرخُم را بین مکه و مدینه دانسته اند.
در راه مکه تا مدینه، در ۲۰۰ کیلومتری مکه و ۳۰۰ کیلومتری مدینه، برکهی آبی به نام «خُم» وجود داشت که با عنوان «غدیرخُم» شناخته میشد.
بین دو رشته کوه در شمال و جنوب، این آبگیر از شرق به غرب کشیده شده و تا دریای سرخ امتداد داشت و در مسیر سیل به صورت زمینی هموار در آمده بود.
درختان بیابانی «سَمُر» که به فارسی «کُنار» گفته میشود، به صورت متفرق در این مسیل به چشم میخورد. در یک سوی این زمین هموار، برکه بزرگ غدیرخُم قرار گرفته بود.
موقعیت خاص این غدیر در آن بود که آبش در طول سال خشک نمی شد و از این جهت، متمایز از سایر برکه ها بود. از همین رو درختانی چند در کنار آن روییده بود و محل معروفی برای استراحت مسافران خسته بود.
در مناطق مختلف غدیرهای زیادی در مسیر سیلها وجود دارد که با نامگذاری از یکدیگر شناخته میشوند. این غدیر هم برای شناخته شدن از غدیرهای دیگر به نام «خم» نامگذاری شده است.
به هر حال آنچه که مشخص است این است که اختلافی درباره این که غدیرخُم بین مکه و مدینه است وجود ندارد، و اگر هم بحثی باشد بر سر تعیین مکان دقیق آن بین این دو شهر است.
اکثریت قائلند که غدیرخُم در جحفه است، و قطعا منظورشان این است که غدیرخُم در وادی جحفه قرار دارد، نه روستای جحفه که میقات است.
دلیل این مطلب، مسافتی است که بین جحفه و غدیرخُم تعیین میکنند و معنایش مغایرت جحفه با غدیرخُم است که فاصلهی بین آن دو در نظر گرفته میشود.
(وادی جحفه از غدیرخُم آغاز میشود و به دریای سرخ منتهی میگردد و به این ترتیب، غدیرخُم جزئی از وادی جحفه میشود).
چرا غدیر انتخاب شد؟
۱_ این مکان در راه بازگشت از مکه یک منزل قبل از تقاطع چند جاده در جحفه و محل متفرق شدن جمعیت قرار داشت.
(راهی به سوی مدینه به شرق مایل میشود. راهی به سمت شمال از کنار دریا تا شام میرود، راه دیگری از غرب به دریا میرسد تا با کشتی به مصر و سایر مناطق آفریقا برود)
با توجه به اینکه در مسیر حضرت تا مکه قبایل بین راه کم کم ملحق میشدند تا آن جمعیت عظیم پدید آمد؛ لذا باید قبل از متفرق شدن مردم برنامه انجام میشد و غدیرخم مکان بسیار مناسبی برای این منظور بود.
۲_ کنار این آبگیر ۵ درخت سرسبز و کهنسال از نوع «سَمُر» شبیه درخت چنار وجود داشت که درخت خاص این صحراست.
این ۵ درخت با شاخ و برگ انبوه و قامت بلند، سایبانی خوب برای مسافران خسته ایجاد کرده بود؛ لذا در آن شرایط، این بیابان وسیع به عنوان بهترین مکان برای مراسم ۱۱ روزهی غدیر انتخاب شد.
جایگاه سخنرانی نیز همان درختان در نظر گرفته شد که هم مشرف بر بیابان و محل تجمع مخاطبین بود و هم سایبان مناسبی برای ایراد خطبه به نظر میآمد.
۳_ اگر چه مسلمانان آن روز اکثرا از سوی مدینه آمده بودند، ولی انتخاب غدیر قبل از این تقاطع حساس در آیندههای تاریخ که کاروانها همین مسیر را طی میکردند،برای همیشه یادآور مراسمی بود که در هجدهم ذی الحجه در آنجا انجام گرفت.
یعنی قبل از آنکه کاروانها متفرق شوند غدیر را که یادآور آن روز مقدس بود زیارت میکردند.
نامهای دیگر غدیرخُم
با توجه به این که یک منطقه جغرافیایی را به مناسبتهای مختلف با نامهای متفاوت یاد میکنند،لذا غدیرخم هم در تاریخ با نامهای مناطقی که از نظر جغرافیایی، از محدوده آن حساب میشود نام برده شده است.
در اینجا به برخی از نامهای دیگر غدیرخم اشاره میشود:
۱_ وادی خم
این نام از موقعیت جغرافیایی این مکان که مسیر سیل است، گرفته شده است. در عربی «مسیل» را «وادی» میگویند.
۲_ جُحفه
این نام را از باب «نامگذاری جزء به اسم کل» آورده اند، چرا که وادی خم، جزئی از وادی بزرگ جحفه است. در حدیث آمده «از پیامبرصلی الله علیه و آله شنیدم که در روز جحفه میفرمود… «در حدیث دیگری میگوید:
در روز جحفه از پیامبر صلی الله علیه و آله شنیدم که دست علی علیه السلام را گرفته بود…».
۳_ خَرّار
سَکونی میگوید «موضع غدیرخم را خَرّار میگویند». این تعریف با گفته بکری در مُعجم توافق دارد که میگوید: «خرّار، وادی در حجاز است که سیل آن به جحفه میریزد».
همچنین میگوید: «سیلاب جحفه و غدیر یکی است که همان وادی خرّار است». ریشهی این کلمه به معنی «از بلندی به پستی افتادن» و «ریزش شدید سیل» است (خَرَّ الْماءُ: آب صدا کرد).
۴_ غدیرجحفه
چنان که در حدیث زیدبن ارقم آمده است: «پیامبر صلی الله علیه و آله درحجه الوداع … در غدیر جحفه بین مکه و مدینه پیاده شد.»
۵_ غُرَبَه
اسمی است که مردم منطقه، هم اکنون به این نام از غدیر یاد میکنند. بلادی میگوید: «غدیرخم امروزه به نام غُرَبَه شناخته میشود و آن آبگیری است که کنار آن تعداد کمی درخت خرماست».
این نامگذاری به مناسبت همجواری غدیر با این منطقه است و هر دو در یک وادی قرار دارند. مسجد غدیر
از زمان واقعه غدیر، آنجا به عنوان مکانی متبرک در تاریخ ثبت شد و، چون بر سر راه حجاج بود هیچ گاه از خاطرهها محو نشد.
در مکانی که پیامبر صلی الله علیه و آله توقف نمود و نماز خواند و خطابه ایراد کرد و امیرالمؤمنین علیه السلام را به عنوان صاحب اختیار و خلیفه مردم تعیین کرد، مسجدی ساخته شد که محل آن بین چشمه و آبگیر بوده است و آنجا را به نام «مسجد پیامبر صلی الله علیه و آله» نام نهادند و به زیارت آنجا آمدند.
بکری میگوید: «بین غدیر و چشمه، مسجد پیامبر صلی الله علیه و آله است».
حموی گوید صاحب مشارق گفته است:» خم موضعی است که چشمهای در آن میریزد، و بین غدیر و چشمه، مسجد پیامبر صلی الله علیه و آله است».
به تصریح تاریخ، اولین بار عُمَر اقدام به تخریب و از بین بردن آثار مسجد پیامبرصلی الله علیه و آله در غدیر نمود.
ابن شهرآشوب در کتاب مثالب میگوید: «آثار مسجد غدیر را به دستور عُمَر مخفی کردند» این، دلالت بر آبادی آن قبل از این تخریب دارد.
بار دیگر مسجد غدیر در زمان امیرالمؤمنین علیه السلام احیا شد، ولی پس از شهادت آن حضرت، به دستور معاویه آثار غدیرخم با خاک یکسان گردید.
ابن شهر آشوب در کتاب مثالب میگوید: «صاحب کتاب الأغانی (ابوالفرج اصفهانی) ذکر کرده که معاویه، سایبانی را با دویست نفر از خوارج فرستاد تا آثار غدیرخم را با خاک یکسان کنند».
در زمانهای بعد باردیگر مسجد غدیر بنا شد، و از آن جا که کناره جاده حجاج قرار داشت محلی معروف بود و حتی تاریخ نگاران و جغرافی نویسان اهل سنت هم آن را نام برده و محل آن را تعیین کرده اند.
بعد از تخریب معاویه، بازسازی آن را در زمان امام باقر علیه السلام میبینیم که در بیان ماجرای غدیر میفرماید: «پیامبرصلی الله علیه و آله از سمت راست جاده به سمت مسجد غدیر آمد، و این را جبرئیل به آن حضرت امر کرده بود»
این تعبیر، حکایت از احیا و بازسازی مسجد غدیر بعد از معاویه و در زمان بنی امیه دارد که ظاهرا همزمان با دوره حکومت عُمربن عبدالعزیز بوده است.
بعد از آن امام صادق علیه السلام شخصا به غدیر آمده اند و توضیحات دقیقی از موقعیت جغرافیایی غدیر بیان فرموده اند.
حسان جمّال میگوید: «امام صادق علیه السلام را از مدینه به مکه میبردم. وقتی به مسجد غدیر رسیدیم، حضرت نگاهی به سمت چپ آن کرد و فرمود: آنجا، جای پای پیامبر صلی الله علیه و آله است آن گاه که فرمود: من کنت مولاه … اللهم وال من والاه و عاد من عاداه.
سپس امام صادق علیه السلام به سمت دیگر مسجد نگاهی کردند و فرمودند: آن جا خیمه ابوبکر و عمر و سالم مولی ابن حذیفه و ابوعبیده جراح است که پیامبر صلی الله علیه و آله را مسخره میکردند و درباره آنان آیهای نازل شد.
امام کاظم علیه السلام نیز به گونهای درباره مسجد غدیر سخن گفته اند که حکایت از آبادی آن در زمان حضرت دارد.
عبدالرحمان بن حجاج میگوید: «از حضرت موسی بن جعفر علیه السلام درباره نماز در مسجد غدیرخم به هنگام روز در حالی که مسافر باشم سؤال کردم.
فرمود: در آن جا نماز بخوان که فضیلت خاصی دارد و پدرم امام صادق علیه السلام نیز به آن امر میفرمود»
بعد از آن در زمان غیبت صغری (حدود سال ۲۶۰ ه. ق) علی ابن مهزیار اهوازی را میبینیم که درباره بیستمین سفری که به شوق دیدار امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف به حج مشرف شده، میگوید:
«از مدینه به قصد مکه خارج شدم تا وارد جحفه شدم و یک روز آن جا ماندم. سپس از جحفه راهی غدیر شدم که در چهار مایلی آن است. در آن جا وقتی وارد مسجد شدم به نماز ایستادم و سپس صورت بر خاک نهادم و بسیار دعا کردم»
از کلام شیخ صدوق (متوفای ۳۸۱ه. ق) نیز وجود مسجد غدیر در زمان او فهمیده میشود، آن جا که میگوید: «وقتی به مسجد غدیرخم رسیدی داخل آن شو و هر چه میخواهی نماز بخوان»
شیخ طوسی (متوفای ۴۶۰ ه. ق) نیز به همین گونه سخن میگوید. او در مصباح المتهجّد میگوید: «وقتی حاجی از مکه به سوی مدینه حرکت کرد و به مسجد غدیر رسید وارد آن شود…»
قاضی ابن برّاج (متوفای ۴۸۱ه. ق)، شیخ ابن ادریس (متوفای ۵۹۸ ه. ق)، شیخ ابن حمزه (متوفای ۵۶۰ ه. ق) و علامه حلی (متوفای ۷۲۶ ه. ق) نیز تصریحاتی به همین صورت دارند که دربارهی نماز در مسجد غدیر است.
پس از او شهید اول (متوفای ۷۸۶ ه. ق) به بقای چهاردیواری مسجد غدیر در کتاب دُروس تصریح میکند و میگوید: «وقتی حاجی به سوی مدینه بازمی گردد و به مسجد غدیر میرسد، وارد آن جا شود و نماز بخواند و بسیار دعاکند. چهاردیواری مسجد غدیر تاکنون باقی است»
بعد از ایشان هم، شیخ یوسف بحرانی از قرن دوازدهم تصریحی در این باره دارد. سیدحیدرکاظمی (متوفای ۱۲۶۵ ه. ق) در عمده الزائر میگوید: «از مساجد شریفه، مسجد غدیرخم است و این مسجد نزدیک جحفه است که امروزه به نام رابغ خوانده میشود. دیوارهای این مسجد تا امروز باقی است … راه حج غالبا از غدیر بوده، ولی ناصبیان برای مخفی کردن این فضیلت، جاده را تغییر داده اند، اگر چه غدیر به جادهی کنونی هم نزدیک است»
آخرین کسی که تصریح به بقای مسجد غدیر در زمان خود نموده، محدث نوری است که در احوال استادش سیدمهدی قزوینی حلی (متوفای ۱۳۰۰ ه. ق) میگوید: «با ایشان در رفت و بازگشت حج همراه بودم و با هم در مسجد غدیر نماز واندیم»
نکتهای که در این باره جلب توجه میکند اقدامات پادشاهان شیعه هند در احیای مسجد غدیر است.
سمهودی در این باره میگوید: «این مسجد چندین بار توسط سلاطین شیعه هند، تجدیدبنا و بازسازی شده است»
البته از آنجا که مسجد غدیر در مسیر سیل بوده گاهی آسیبهای طبیعی باعث خرابی آن شده است.
به عنوان نمونه سمهودی نقل کرده است: «در زمان دولت عثمانی سیل مقداری از مسجد غدیرخم را خراب کرد»
به هر حال، تا صد سال پیش مسجد غدیر برپا بوده، و با آن که در منطقه اهل سنت قرار داشته، ولی رسما محل عبادت و به عنوان مسجد غدیر معروف بوده است، تا آن که آخرین ضربه را وهابیها زده اند.
آنان دو اقدام کینه توزانه برای از بین بردن مسجد غدیر انجام داده اند: از یک سو مسجد را خراب کرده و آثار آن را از بین برده اند، و از سوی دیگر مسیر جاده را طوری تغییرداده اند که از منطقه غدیر فاصلهی زیادی پیداکرده است.
غدیر خم جایی است که پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) در سال دهم هجری با معرفی حضرت علی (علیه السلام) دین اسلام را کامل کرد ولی وهابیون پس از ۱۳ قرن مسجدی را که به فرمان حضرت محمد (صلی الله علیه و آله) در این مکان بنا شده بود؛ تخریب کردند.

به گزارش خبرگزاری صدا و سیما، غدیر خم تا قبل از سال دهم هجرت، یعنی آن زمانی که پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) پس از انجام آخرین مناسک حج خود و در راه بازگشت به مدینه به فرمان الهی امیرالمومنین (علیه السلام) را به جانشینی خود معرفی کرد؛ هیچ منزلت و شرافتی نداشت و از آنجا که گفته اند «شرف المکان بالمکین»، این منطقه پس از واقعه غدیر خم جایگاه ویژهای نزد مسلمانان و به خصوص شیعیان یافت.
در زبان عربی، به سرزمینهایی که در مسیر سیلاب قرار دارند و آب سیلها با عبور از میان آنها به دریا میریزد «وادی» گفته میشود. در این مسیرها، آبگیرهایی طبیعی به وجود آمده که پس از عبور سیل از آنها، آبهای باقیمانده در آن جمع میشوند و به چنین گودالها و آبگیرهایی «غدیر» میگویند.
منطقه «غدیر خم» نیز در مسیر سیلابهایی واقع شده است که پس از عبور از غدیر به «جحفه» میرسند و سپس تا دریای سرخ ادامه پیدا میکنند و آب سیلها را به دریاها میریزد.
در مناطق مختلف عربستان، غدیرهای زیادی در مسیر سیلها وجود دارد که با نامگذاری از یکدیگر شناخته میشوند. این غدیر هم برای شناخته شدن از غدیرهای دیگر، به نام «خم» نامگذاری شده است.
منطقه غدیر خم در سه یا چهار کیلومتری «جحفه» (یکی از میقاتهای ۵ گانه) واقع شده است و در این منطقه راه اهالی مصر، مدینه، عراق و شام از یکدیگر جدا میشود.
غدیر خم به علت وجود آب و چندین درخت کهنسال، محل توقف و استراحت کاروانیان بود. این سرزمین گرمایی طاقت فرسا و شدید دارد. فاصله میان مکه تا غدیرخم ۱۸۷ کیلومتر است و در جاده قدیم مکه به مدینه، پس از پیمودن یک مسیر ۱۷ کیلومتری به دو راهی «جحفه» و مسجد غدیر میرسیم که این مسجد اکنون در شهر رابغ قرار دارد.
پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) پس از واقعه تاریخی غدیر خم دستور دادند تا در این منطقه مسجدی بنا شود تا موضوع غدیر خم به دست فراموشی سپرده نشود.
پس از این که پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) موضوع جانشینی امیرالمومنین (علیه السلام) را اعلام کردند، آن حضرت به علی (علیه السلام) فرمان دادند تا مسجدی در آن منطقه بنا کند و امیرالمومنین (علیه السلام) بعد از رحلت پیامبر (صلی الله علیه و آله) مسجد غدیر را در آنجا ساختند و این مسجد ۱۳ قرن پا برجا بود، ولی وهابیون بعد از به قدرت رسیدن، این مسجد را تخریب کرده و مسیر زایران بیت الله الحرام را که از این منطقه میگذشت، تغییر دادند تا پیام غدیر منتقل نشود.
آثار مسجد غدیر که توسط پیامبر (صلی الله علیه و آله) و اصحاب علامتگذاری شده بود؛ بار دیگر در زمان امیرالمومنین (علیه السلام) احیا شد، ولی پس از شهادت آن حضرت، معاویه ساربانی را با ۲۰۰ نفر فرستاد تا آثار غدیر خم را با خاک یکسان کنند.
در زمانهای بعد بار دیگر مسجد غدیر بنا شد و از آنجا که در کنار جاده حجاج قرار داشت محلی معروف بود و حتی تاریخ نگاران و جغرافی نویسان آن را نام برده و محل آن را تعیین کرده اند.
اسناد و شواهد تاریخی نشان میدهد که ائمه معصومین (علیه السلام) به اصحابشان سفارش اکید داشتند تا از زیارت مسجد غدیر غفلت نکنند. مثلا امام حسین (علیه السلام) در مسیر بازگشت از مکه به کربلا توقفی در غدیر داشتند و امام باقر (علیه السلام) و امام صادق (علیه السلام) به مسجد غدیر آمدند و جای جای مراسم غدیر را برای اصحابشان تشریح کردند.
محدثان و علمای بزرگ نیز در غدیر حضور می یافتند و ادای احترام میکردند که میتوان به ˈعلی بن مهزیار اهوازیˈ اشاره کرد که در قرن سوم در سفر حج خود به مسجد غدیر آمده است و همچنین در کلام شیخ طوسی از قرن ششم و ابن حمزه از قرن هفتم و شهید اول و علامه حلی از قرن هشتم نام مسجد غدیر و تصریح به باقی بودن آثار آن در زمانشان تصریح شده است.
«سید حیدر کاظمی» از مراجع قرن سیزدهم در سال ۱۲۵۰ از وجود مسجد غدیر خبر داده و در آن زمان با آنکه جاده از غدیر فاصله داشته؛ ولی مسجد آن مشهور بوده است و محدث نوری نیز از وجود آن در سال ۱۳۰۰ خبر داده و شخصا در آن حضور یافته و اعمال آن را بجا آورده است؛ بنابراین مسجد غدیر تا یکصد سال پیش برپا بوده و با آنکه در منطقه مخالفان بوده، ولی رسما محل عبادت و به عنوان مسجد غدیر معروف بوده است، تا آن که وهابیها دو اقدام کینه توزانه برای از بین بردن مسجد غدیر انجام دادند. از یک سو مسجد را خراب کرده و آثار آن را از بین بردند و از سوی دیگر مسیر جاده را طوری تغییر دادند که از منطقه غدیر فاصله زیادی پیدا کرده است.
گر چه امروزه این سرزمین، منطقهای متروک است و جریانهای وهابی تلاش بر زدودن آن از افکار جهانیان دارند، ولی منطقه غدیر خم روزی شاهد یکی از بزرگترین حوادث تاریخ اسلام بوده که هیچگاه از خاطره مسلمانان پاک نخواهد شد و مسجد غدیر نیز نشانهای از این رویداد بزرگ جهان اسلام است.
غدیر سرفصلی اعتقادی است که درون مایه همه طاعتها از آن نشأت میگیرد و رسالت همه پیامبران در آن مفهوم مییابد.
به گزارش خبرگزاری صدا و سیما؛ غدیر، یک رخداد تاریخی صرف یا تنها یک گذرگاه جغرافیایی نیست، بلکه سرفصلی اعتقادی است که درون مایه همه طاعتها از آن نشأت میگیرد، رسالت همه پیامبران در آن مفهوم مییابد و همه رشدها و تعالیها از آن جا آغاز میشود.
از این رو، شناخت غدیر، از ضروریترین وبنیادیترین شناختهای اعتقادی است. امام رضا علیه السلام در کلامی ارجمند درباره شناخت غدیر فرموده اند: «به خدا سوگند، اگر مردم ارزش روز غدیر را شناخته بودند، روزی ده بار، فرشتگان با آنان مصافحه میکردند، و گر به درازا کشیدن سخن برای من ناگوار نبود، درباره ارجمندی این روز و فضیلتهایی که خداوند متعال به کسانی داده که آن را شناخته اند، چنان بسط سخن میدادم که به شمار نیاید».

دریایی به ژرفای غدیر
غدیر، آب گیری آرام بوده است که خستگیِ کاروانیان را در سفری سخت، به سایهای آرامش بخش و آبی زلال مهمان میکرده است؛ اما در پهنه تاریخ، به دریایی ژرف بدل شد که امواج پرخروش و پر غرورش، طنین حکمت، محبت و بزرگ منشی در گوش آدمیان نواخت. دستی که در غدیر بالا رفت، دُرَفشی شد که بر آن، کلام جاودانه مهربانی نقش بست، و هر آن کسی که در عمق جان، دل ربوده فضایل سترگ انسانی است، چشم از آن دُرَفش برنخواهد داشت. غدیر، عید بزرگ مودّت و الفت، بر دوست داران راستین ولایت شاد باد.
گل واژههای تبریک
فرمان حیّ قدیر در جام غدیر بلند بود و در آن هنگامه اوج مند، کفر پیشگان به یأس، نعمت به اتمام، دین به اکمال، علی به امامت و خداوند به رضایت میرسیدند. در آن روز، محمد صلی الله علیه و آله در آن گذرگاه جغرافیا، برفراز راه طولانی تاریخ، چراغ خورشید میآویخت تا راه را تا فرجام، همواره هموار طی کنیم. اینک در سال روز آن رخ داد، و در حریری از مهرِ به ولایت، همراه با سُرور آسمانیان، دلها را به شادیْ و لبها را به لبخند پیوند میزنیم و شادمانهترین گل واژههای تبریک را به دلهای همه مؤمنان حقیقت جو هدیه میکنیم.
شادباش
امر حیّ قدیر بود و روز غدیر، جبرئیلْ سفیر و علی امیر، و محمد (صلی الله علیه و آله) که قبیله آفتاب را با آوای بلند «من کنتُ مولاه فهذا علیّ مولاه» به پیشوایی علی علیه السلام میسپرد. در آن روز در برکه غدیر، دریای شادی میجوشید و علی (علیه السلام) بر سریری از نور مینشست که عرشِ شکوهمند امامت بود. سال گشت آن روز بی غروب و آن عید اوج مند، بر همه مؤمنان و رهروان ولایت مبارک باد.
غدیر، مبارک
خورشید، امروز از نور غدیر، غلغلهای در دل دارد و زمزمهای بر لب. خورشید تا به صبح، لحظه لحظهها را شمرده تا به خوش آمد غدیر، نوری دگر دهد. خورشید، امروز از مکّه آمده، از سرزمین ولایت، از سرزمین خلافت، از سرزمین وصیت. همگان در غدیر خم جمع شده اند و دستها سایبان چشم هاست، دیدهها مشتاق و دلها بی قرار، همه یک دیگر را نگاه میکنند، چه شده است؟ پیامبر (صلی الله علیه و آله) ما را به چه میخواند؟ به ناگاه، دیدگان مشتاق، غرق نور و سرور میشوند. پیامبر صلی الله علیه و آله از بزرگترین پیام خداوند سخن میگوید؛ «پیام تکمیل دین»، و علی (علیه السلام) در میان دست ها، دیده ها، بوسهها و شادیها گم میشود. علی علیه السلام مولای همه شد و وارث پیامبر صلی الله علیه و آله. از آن روز در دل هر مشتاقی، چشمهای از عشق جوشید و هر چشمهای را ندایی است که هر صبح، در هر طلوع، هر ظهر و هر شام و هر غروب، به ولایت علی علیه السلام شهادت میدهد؛ «اشهد انّ علیا ولیُّ اللّه». اذان از بالای گل دسته ها، غدیر را سر میدهد. دستههای گل در میان خانه ها، غدیر را تبریک میگویند. شیرینی و گلاب نیز هر کدام در این جشن سهمی دارند و لحنی، که خود با غدیر میگویند: غدیر مبارک باد.
خبر از رخدادی عظیم
ولوله کاروانیان، صدای سمّ اسبان و زنگ شتران، هیاهوی گنگی را در فضا پراکنده بود. سیمای نورانی پیامبر خدا صلی الله علیه و آله در اندیشهای ژرف، آرام و بی صدا، حادثهای سترگ را انتظار میکشید. او هنوز هم سنگینی مسئولیتی عظیم را روی شانههای رسالتش احساس میکرد. ایمان داشت که باید دیگران را از رخ دادی بزرگ آگاه کند و اینک، پرتو زرین خوشید، روز هجدهم ذی الحجه را خبر میداد و این جا غدیر خم بود؛ محلی که اندکی دیگر، میبایست عراقیان و مصریان از هم دیگر جدا شوند. در این هنگام بود که حضور دل نشین جبرئیل، فضا را عطرآگین کرد. او این بار عشق را برزمین ارمغان آورده بود و اکنون وقت آن که، حجت بر مردمان تمام شود و همگان بشنوند آن چه را باید بشنوند و ببینند آن چه را باید ببینند: «ای پیامبر! ابلاغ کن آن چه را از پروردگارت بر تو فرود آمده و اگر نکنی، پیام او را نرسانده باشی».

غدیر کجاست؟
رویداد عظیمِ اعطای رسمی مقام ولایت و امامت بر حضرت علی علیه السلام در سرزمین «غدیر خم» رخ داد و از این رو، به این نام در تاریخ ماندگار شد. این سرزمین در نزدیکی «جُحفه»، یکی از میقاتهای اطراف حرم مکّه واقع شده است. جُحفه، دهکدهای بزرگ است که در راه مکّه و مدینه قرار گرفته و محل جدایی حاجیان مدینه، مصر، عراق و نَجد از دیگر حجاج است. «غدیر» به برکه و آب گیری میگویند که در ایام ریزش باران، از آب پرمی شود و سپس رفته رفته، آبش کاهش مییابد و در تابستان با شدت یافتن حرارت هوا، به کلی از بین میرود. «خُم» نیز شاید، اسم شخص باشد یا این که اسم نیزار و درخت زاری است که در باتلاق یا مصبّ رود و ریزش آب پیدا میشود. برخی هم گفته اند که خم، نام محلی است که در آن چشمه فرو میریزد. سرزمین غدیر اکنون در ۲۲۰ کلیومتری مکّه و نزدیک جحفه قرار دارد.
این ندای آسمانی، تمام اضطرابها را از قلب پیامبر (صلی الله علیه و آله) زدود و او بود که مصمم، با دستان علی در دست، این سروش آسمانی را در تاریخ طنین انداز کرد که: «من کنت مولاه فهذا علی مولاه».
اعلام رسمی پیامبر صلی الله علیه و آله در اجتماع غدیر
پیامبر گرامی اسلام، در سال دهم هجرت، پس از اتمام آخرین سفر خویش به مکّه ـ که به «حَجّةُ الوداع» معروف شد ـ به منادی خود «بلال» دستور دادند که به مردم اعلان کند که همگان باید آهنگ سفرکنند تا در غدیر خم گِرد هم آیند و هیچ کس جز معلولان باقی نماند. صبح گاهان، پیامبر خدا صلی الله علیه و آله با همراهی جمعیت انبوهی از مکه به سوی غدیر خم حرکت کردند. آن حضرت در روز یکشنبه هیجدهم ذی الحجه به غدیر خم رسیدند. پنج ساعت از روز گذشته بود که جبرئیل، فرمان خداوند را به ولایت و امامت حضرت علی علیه السلام بر پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرود آورد. هنگامی که این سروش آسمانی نازل شد، بیشتر حاجیان به نزدیکی سرزمین جُحفه رسیده، و گروهی نیز هنوز به رسول اللّه نپیوسته بودند. پیامبر صلی الله علیه و آله در غدیر توقف کردند و دستور دادند که پیشینیان که به جحفه رسیده اند، باز گردند و منتظر مانند تا عقب ماندهها نیز به آنان ملحق شوند. سپس پیامبر صلی الله علیه و آله بر منبری از جهاز شتران بالا رفتند و فرمان خداوند را بر مردمان ابلاغ کردند.
شاهدان علی در غدیر
امام صادق علیه السلام در گفتاری حکیمانه که فریاد بلند حقانیت حضرت علی علیه السلام را در ورای خود پنهان دارد، برگ دیگری ازمظلومیتهای بی کران امیرمؤمنان علیه السلام را این گونه ورق زدند: «شگفتا از آن چه علی بن ابی طالب کشید! [در روز غدیر]آن حضرت این همه شاهد داشت، ولی نتوانست حق خود را بگیرد؛ در حالی که مردمان با دو شاهد، حق خود را میگیرند». تاریخ نگارانِ حقیقت جو، درباره تعداد شرکت کنندگان انبوهی که در واقعه غدیر خم، شاهدانِ اعطای مقام امامت بر حضرت علی علیه السلام بوده اند، گفتههای متفاوتی دارند؛ اگرچه بیشتر مورخان شیعه، شمار این جمعیت رابیش از ۱۲۰ هزار نفر گفته اند، ولی نقلهای دیگری هم چون: چهل، هفتاد، نود و ۱۱۴ هزار نفر نیز گفته شده است.
پاسخ یک ابهام
یکی از ابهامات بسیارمهم تاریخ اسلام، این سوال است که: در هنگام رحلت پیامبر (اکرم صلی الله علیه و آله)، از واقعه غدیر خم، تنها هفتاد روز سپری شده بود؛ با این حال چرا علی علیه السلام تنها و بی یاور ماند؟ یکی از بهترین پاسخهای این پرسش را میتوان ترکیب جمعیتی جامعه اسلامی در هنگامه واقعه غدیر دانست. تاریخ نگاران، جامعه آن زمان را به سه دسته تقسیم کرده اند: اولین گروه، اعراب تازه مسلمانی بودند که هنوز به درستی آداب جاهلیت را از خود نزدوده بودند و معنای صحیح امامت را نمیفهمیدند؛ و ولایت را نوعی زعامت و حکومت ظاهری میپنداشتند. گروه دوم، منافقانی بودند که در لباس اسلام، کینه کشته شدگان جنگهای بدر، احد، حنین و خیبر را به دل داشتند و به آسانی تن به پذیرش ولایت حضرت علی (علیه السلام) نمیسپردند. آخرین گروه، تعداد اندکی از مسلمانانِ با اخلاص بودند که با ایمانی استوار، به ولایت و همراهی علی (علیه السلام) دل سپردند. سلمان فارسی، ابوذر غفاری، مقداد، میثم تمار و تنی چند از اصحاب با وفای پیامبر (صلی الله علیه و آله)، در این گروه بودند.
راویان حدیث غدیر
راویان بسیار از اهل سنت و تشیع، حدیث گرانقدر غدیر را در کتابهای خود آورده اند. گردآوری اسامی راویان حدیث غدیر که نتیجه زحمات فرزانگانی، چون میرحامد حسین و علامه امینی است اثبات میکند که هیچ حدیث نبوی به اندازه حدیث غدیر، روایت کننده ندارد.
کتابهای بسیاری نیز درباره بحثهای رجالی و تاریخی مربوط به سند حدیث غدیر نوشته شده که از بهترین آنها، میتوان به کتابهای عَبقاتُ الانوار و الغدیر اشاره کرد. همچنین تاریخچه مفصلی از اسناد و راویان حدیث غدیر تدوین شده و جنبههای اعجاب انگیز آن، در زمینههای اسناد و رجال تبیین گردیده است. برای مثال «ابوالمعالی جُوینی» میگوید: «در شهر بغداد، در دست صحّافی، یک جلد کتاب دیدم که بر آن چنین نوشته بود: جلد ۲۸ از اسناد حدیث: من کنت مولاه فعلی مولاه، و بعد از این جلد، مجلد بیست و نهم خواهد بود».
غدیر، عید مشترک همه مسلمانان
عید دانستن روز غدیر و انجام آداب و سنتهای ویژه در شب و روز آن، ازشعایر عمومیِ جهان اسلام است و به شیعیان اختصاص ندارد. منابع و مدارک انکار ناپذیر تاریخی حکایت میکند که از زمان رسول خدا صلی الله علیه و آله، این روز، عید بزرگ مسلمانان شمرده شد و این سنت به وسیله اهل بیت بزرگ آن حضرت و همه باورمندان به اسلام محمدی پاس داری گشت. نگاهی گذرا به منابع نخستینِ اهل تسنن، بر آن چه گفتیم گواه است. ابوریحان بیرونی مینویسد: «روز عید غدیر، از جمله عیدهای مورد توجه اسلام است»؛ و «ابن طلحه شافعی» که از بزرگان اهل سنت است، در این باره میگوید: «این روز، عید گشته برای این که رسول خدا صلی الله علیه و آله حضرت علی علیه السلام را به مقام والای ولایت برگزید و او را بر همه آفریدهها برتری داد».
غدیر، بایسته عید گرفتن
پژوهش در پیشینه تاریخی مسلمانان، به ما میآموزد که در سدههای نخستین اسلام، مسلمانان جهان در شرق و غرب، در کشورهای حجاز، عراق، مصر، ایران و کشورهای آفریقایی، عید غدیر را مبارک دانسته و در آن مراسم عید برپا میکرده اند. از کاوش درباره حقیقت این روز، روشن میشود که این عید، برای همه امت اسلامی است و پیشینه آن، به زمان رسول اکرم صلی الله علیه و آله و پیش از آن، به زمان اوصیای پیامبران گذشته میرسد. تأمل خردمندانه در موقعیت این روز نیز نشان میدهد که بایسته عید گرفتن است. «طارق بن شهاب» که یکی از غیر مسلمانان اهل کتاب بود، روزی به نزد خلیفه دوم میرود و میگوید: اگر آیه «الیوم اَکْمَلتُ لَکُمْ دینَکم...» در کیش ما نازل شده بود، روز نزول آن را عید میگرفتیم. آن گاه هیچ کس سخن او را انکار نکرد.
اوصاف غدیر در قرآن
در قرآن و روایات، برای روز غدیر ویژگیها و اوصافی آمده که پژوهش درآن ها، شکوه بی کران آن روز را نشان میدهد. در قرآن کریم، چهار وصف عظیم برای غدیر، بدین سان ذکر شده است: امروز، کافران از دست اندازی به دین شما نومید گردیده اند؛ امروز دین شما را کامل کردم؛ [امروز]نعمتم را بر شما تمام گردانیدم؛ و خرسند شدم که اسلام کیش شما باشد. این ویژگی ها، اهمیت ولایت و عظمت غدیر را مینمایاند.
اوصاف غدیر در خطبه حضرت علی علیه السلام
حضرت علی علیه السلام در یکی از خطبههای شور آفرین و راه آموز خود که در روز جمعهای هم زمان با روز غدیر ایراد کرده اند، برخی از اوصاف این روز را این چنین برشمرده اند: روز آشکار شدن آن چه در سینهها پنهان بود و آن کارهایی که از دیدهها نهان؛ روز افشای رازی که در نهان نگه داشته میشد؛ روزی که خداوند به وسیله آن، دین را کامل ساخت؛ روز دلیل استوار؛ روز بیان بنیادهای پایدار ایمان؛ روز روشنگری پیمانها از دوروییها و انکارهای آگاهانه؛ روز ارائه دلیل درباره راهنمایان؛ روزی که نردبان تکامل برافراشته شد؛ روز جدایی حق و باطل (روز داوری)؛ روز آزمایش بندگان؛ روز فرشتگان والا؛ روزی که حجتها آشکار گشت.
اوصاف غدیر در روایات
در فرهنگ شکوهمند شیعه، از عید غدیر، با عظمت و مجد ویژهای سخن به میان آمده و از آن با القاب و اوصافی ممتاز نام برده شده است. برخی از این توصیفها عبارتند: روز آسایش مؤمنان؛ روز بسیار درود فرستادن بر محمد و آل محمد صلی الله علیه و آله؛ روز اجتماع گواه گرفته شده؛ روز افطاری دادن به روزه داران؛ روزی که خداند به وسیله آن، اسلام را استوار ساخت و نشان درخشان دین را آشکار کرد؛ روز بخشش و ارمغان؛ روز روزه داشتن و نماز خواندن و پیوند با برادران دینی؛ روز عید اهل بیت محمد صلی الله علیه و آله؛ روز شادمانی و سرور؛ بزرگترین عید خداوند؛ روزی که در میان عیدها بسان ماه در بین ستاره هاست؛ روز زدودن اندوهها و غصه ها؛ و روزی که دعا در آن مستجاب میگردد.
آشنای همه پیامبران
غدیر، اگرچه در تقویم تاریخ، در روز هجدهم ذی الحجه سال دهم هجری ورق خورد، ولی با پژوهش درروایات امامان معصوم علیهم السلام، به دست میآید که این عید بزرگ، آشنای همه پیامبران پیشین و روزی گرانقدر در مکتب انبیا و اوصیای الهی بوده است؛ چرا که تلاشها و مرارتهای همه پیامبران، در روز غدیر به فرجام رسید. در آن روز، نخل بلند رسالت میوه داد و میراث همه انبیا از گزند مرگ و تباهی حفظ گشت. از این روست که همه پیامبران، آن را شناختند، حرمتش را ارج نهادند و آن را عید گرفتند. در روایت آمده است که: «خداوند متعال هیچ پیامبری را مبعوث نکرد، مگر این که این روز را عید گرفت ومقام و عظمت آن را به او شناساند».
عید سعید غدیر خم یادآور بزرگ ترین حادثه تاریخی اسلام است و بر مسلمانان به ویژه شیعیان واجب است که درباره غدیر هر چه بیشتر بدانند.

به گزارش خبرگزاری صدا و سیما؛ امیرالمؤمنین علی علیه السلام در برگیرنده جمیع فضایل اولین و آخرین از جن و انس است. از اینرو رسول خدا صلی الله علیه و آله به امیرالمؤمنین علیه السلام میفرماید: خداوند پیامبرانش را بر فرشتگان مقربش برتری داده است و مرا بر همه پیامبران برتری داده است. یا علی، برتری بعد از من از آن تو و امامان بعد از تو است. (بحارالانوار، ج۱۱، ص۱۴۰)
در این نوشتار تلاش داریم به اختصار به برخی از فضایل شگفتانگیز آن حضرت اشاره کنیم.
۱- شکافته شدن دیوار خانه کعبه
مقام امیرالمؤمنین علی علیه السلام آن قدر در نزد خداوند متعال ویژه است، که حتی حاضر نمیشود مادر علی علیهالسلام که مهمان خاص خانهاش شده از محلی وارد خانهاش شود که محل رفت و آمد مشرکان است. از اینرو به احترام امیرالمؤمنین دیوار را به روی مادرش میشکافد و علی علیه السلام از جایی وارد میشود که احدی از آن مکان تردد نکرده است. یزید بن قعنب میگوید: دیدم دیوار پشت کعبه (رکن یمانی) شکافت و فاطمه بنت اسد که به علی حامله بود و نُه ماه از مدت حملش میگذشت وارد کعبه شد و از چشمان ما ناپدید گشت و دیوار به هم چسبید. برخاستیم که قفل در خانهکعبه را باز کنیم، قفل باز نشد، دانستیم که این رویداد به فرمان خدا رخ داده است. (روضه الواعظین، ج۱، ص ۷۶)
۲- مولود کعبه
یکی از فضایل اختصاصی حضرت علی علیه السلام تولد در خانه خدا است. حضرت در یک مقایسهای بین تولد خود و حضرت عیسی بن مریم فرمودند: من از عیسی برترم؛ زیرا زمانی که هنگام وضع حمل مریم (سلام الله علیها) فرارسید، به او وحی شد که از بیت المقدس بیرون شو و فرزندت را به دنیا بیاور؛ ولی وقتی مادر من را درد زایمان در برگرفت، دیوار کعبه به اذن خداوند شکافته شد و من در داخل خانه خدا که بسی شریفتر از بیت المقدس است به دنیا آمدم. (منتهی الآمال، شیخ عباس قمی، ج۱، ص ۳۴۸)
۳- نامگذاری توسط خدا
حضرت امیرالمؤمنین آنقدر عظمت دارند حتی در نامگذاری هم خداوند متعال حساب ویژهای برای ایشان باز کرده است. وقتی فاطمه بنت اسد در حال خروج از کعبه بود هاتفی ندا داد یا فاطمه، اسم علی را از نام خودم مشتق کردم، اسم علی را بر او بگذارید: «فَلمّا اَردْتُ اَنْ اَخْرُجَ هَتَفَ بی هاتِفٌ یا فاطِمَةُ سَمّیهِ عَلیّا فَهُوَ عَلِیٌ وَ اللّه الْعَلِیُّ الاْعْلی یَقُوْلُ: اِنّی شقَقْتُ اِسْمَهُ مِنْ اِسْمی وَ اَدّبْتُهُ باَدَبی وَ وَقَفْتُهُ عَلی غامِضِ عِلْمی» (بحارالانوار، ج ۳۵، ص ۹)
۴- باز شدن درب خانه به مسجدالنبی
باز شدن درب خانه علی علیهالسلام را شاید بتوان از این منظر نگاه کرد، که خداوند متعال میخواهد به برخی افراد بفهماند که همه درها به روی آنان بسته است و هر جا قدم بگذارند بنبست خواهد بود و تنها خانه علی بن ابیطالب است که منشأ همه خیرات و برکات خواهد بود. از این رو روزی رسول خدا (صلیاللهعلیه وآله) دستور داد که تمام این درها؛ به جز در خانه علی (علیهالسلام) بسته شود. برخی از اصحاب اعتراض کردند، رسول خدا (صلیاللهعلیه وآله) خطبهای خواند و پس از ستایش خدای تعالی فرمود: من دستور دادم که همه این درها به جز در خانه علی (علیه السلام) بسته شود، برخی از شما اعتراض کردید، به خدا قسم! من در خانه کسی را نبسته و یا باز نگذاشتهام؛ بلکه به من (از جانب خداوند) چنین دستوری داده شده و اطاعت کردهام. (خصائص امیرمؤمنان علی بن أبی طالب، ج ۱، ص ۵۹)
۵- رد شمس از افتخارات امیرالمؤمنین
ردالشمس یا بازگشت خورشید نیز یکی دیگر از فضایل اختصاصی آن بزرگوار است. وقتی حضرت علی (علیه السلام) با اصحابش قصد حرکت به سمت بابل از مسیرفرات را داشتند، نماز عصر را با بعضی از اصحابش خواند؛ اما شماری از لشکریان که مشغول رد کردن اسبهای خود از فرات بودند، نتوانستند نماز را در وقت بخوانند. حضرت از خداوند خواست تا خورشید را باز گرداند و آنان نماز خویش را بخوانند. (الإرشاد، مفید، ۱۴۱۳ق، ج۱، ص۳۴۷)
۶- لیله المبیت از افتخارات حضرت
لیله المبیت شبی است که سران قبیله قریش تصمیم گرفتند در آن شب پیامبر اسلام را به قتل برسانند، ولی علی بن ابیطالب بهجای رسول خدا در بستر وی خوابید و نقشه قریشیان به سرانجام نرسید. (بحار الانوار، ج ۱۹، ص ۶۰) وقتی از حضرت سؤال میکنند که آیا ترس هم داشتید یا نه؟ فرمودند: که آن شب راحتترین خواب و استراحت من بود. بعد از اینکه جانش را در طبق اخلاص میگذارد و میخواهد خود را فدای پیغمبر صلیالله علیه و آله کند آیه نازل میشود: «وَ منَ النَّاسِ مَنْ یَشْرِی نَفْسَهُ ابْتِغَاءَ مَرْضَاتِ اللَّهِ؛ [سوره بقره، آیه ۲۰۷] و از مردم کسی است که جانش را برای خشنودی خدا میفروشد.»
۷- قسیم الجنه والنار
قسیم الجنه و النار بودن امام علی علیه السلام بسان معلمی است که به شاگردانش علومی را تعلیم داده است، برخی از آنها در اثر تلاش آن تعالیم را یاد گرفتند و موفق شدند و بعضی مردود شدند. ( ر. ک: حسینی تهرانی، امامشناسی، ج۱، ص۱۵۰) از آنجا که امام علی علیه السلام دارای مقام ولایت و امامت است، فعل و گفتارش حجت است؛ ازاینرو، پیروان آن حضرت با اشاره ایشان بهشتی و دشمنانش نیز جهنمی هستند؛ «یا عَلِی إِنَّکَ قَسِیمُ الْجَنَّةِ وَ النَّار؛ (عیون اخبار الرضا (ع)، ج۲، ص۲۷) ای علی تو تقسیمکننده بهشت و جهنم هستی.»
۸- صدای زنگ بهشت
رسول خدا صلی الله علیه وآله فرمودند: «أَنَّ حَلْقَةَ بَابِ الْجَنَّةِ مِنْ یَاقُوتَةٍ حَمْرَاءَ عَلَی صَفَائِحَ مِنَ الذَّهَبِ فَإِذَا دُقَّتِ الْحَلْقَةُ عَلَی الصَّحِیفَةِ طَنَّتْ وَ قَالَتْ یَا عَلِی؛ (الأمالی و المجالس، ص ۴۷۱) کوبه در بهشت از جنس یاقوت سرخ است و صفحه اش از طلا. وقتی کوبه در به صفحه میخورد، صدا میآید: یا علی!» حکیم فرزانه استاد جوادی آملی از زبان بزرگْ مفسر جهان اسلام، میگوید: مرحوم علامه طباطبایی (ره) در شرح این حدیث و این که چرا صدای کوبه درِ بهشت "یا علی" است میفرمودند: مهمان وقتی به خانهای می رود، صاحب خانه را صدا می زند؛ اگر صاحبخانه نام معینی داشته باشد، مهمان همان نام معیّن را می برد. صاحب بهشت و مهماندار بهشت، علی بن ابی طالب (علیه السلام) است؛ از این رو، صدای کوبه در بهشت هم «یا علی» است. چون هر کس به بهشت می رود در سایه هدایت و رهبری این خاندان و مهمان این خاندان است. اگر این انوار طیّبه نبودند، کسی راه بهشت را طیّ نمی کرد. ما به خوبی می توانیم احساس کنیم که الان در بهشت هستیم یا نه! درِ بهشت به روی ما باز است یا نه! (حکمت عبادات، جوادی آملی، ص ۲۵۴)