امام حسین (علیه السلام) در بالین برادرش امام حسن (علیه السلام) در زمان احتضار تشریف داشتند. امام حسین (علیه السلام) فرمودند: برادر!! می خواهم لحظه ای که ملک الموت را ببینی می دانی ، تو آنگاه قادر به سخن گفتن نخواهی بود پس دست خود را در دستم بگذار و هر وقت ملک الموت را دیدی دست مرا فشار بده تا من نیز بدانم. امام که دست امام را فشار داد، امام حسین علیه السلام توفی برادر را در آن لحظه دانست و اعمال بعد از توفی در حق برادر جاری ساخت.
حکمت حدیث آن است که اگر بر بالین کسی هستیم که در حال احتضار است او در زمان توفی با دیدن ملک الموت قادر به سخن گفتن نخواهد بود. ولی قادر به فشار دادن دستمان است، وقتی دستمان فشار داد یعنی ملک الموت در نزد ما حاضر است و بهتر است ما نیز به او سلام کنیم و اگر محتضر را دیدیم که دست ما را می گیرد، بدانیم محتضر عزرائیل را حس نموده است و دست ما از ترسش می گیرد. ما انسان ها تا زمان دیدن عزرائیل به کمک هم و دست در دست هم بودنمان نیازمندیم.
برگرفته از کتاب موسوعَةُ کَلِماتِ الامامِ الحُسَین
نقل شده از کانال تلگرامی اخلاق و معرفت در قرآن و روایات به نشانی akhlagh_marefat@
اَللهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّل فَرَجَهُم وَالعَن اَعدَائَهُم اَجمَعین
نتیجه توسل به فاطمه سلام الله علیها
حدود چهل سال قبل در کرمان یکى از علماى وارسته و متعهد به نام آیت الله میرزا محمد رضا کرمانى ((متوفى سال 1328 شمسى)) زندگى مى کرد. در آن زمان ، بازار فرقه ضاله ((شیخیه)) رواج داشت.
آیت الله کرمانى ، واعظ محقق آن زمان سید یحیى یزدى را به کرمان دعوت کرد، تا به وعظ و ارشاد خود، مردم را از انحرافات و گمراهیهاى فرقه شیخیه آگاه کند و در نتیجه جلو گسترش آنها را بگیرد.
مرحوم سید یحیى واعظ یزدى ، این دعوت را متوجه انحرافات آنها نمود و با افشاگرى خود، این گروه ضاله را رسوا ساخت ؛ به طورى که تصمیم گرفتند با نیرنگى مخفیانه او را به قتل برسانند. آن نیرنگ مخفیانه این بود:
شخصى از آنها به عنوان ناشناس از او دعوت کرد که فلان ساعت به فلان محله و فلان خانه براى منبر رفتن برود.
او قبول کرد، دعوت کننده با عده اى به خدمت سید یحیى واعظ آمده و او را با احترام به عنوان روضه خوانى بردند، ولى بعد معلوم شد که ایشان را به خارج شهر به باغى برده و از منبر و روضه خبرى نیست.
کم کم احساس خطر جدى کرد و خود را در دام مرگ شیخیه دید، آن هم در جایى که هیچ کس از وضع او مطلع نبود.
سید یحیى واعظ، در آن حال به جده خود حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) متوسل گردید. گویا نماز استغاثه به آن حضرت را خواند و در سجده نماز گفت : یا مولاتى یا فاطمة اغیثینى ؛ اى سرور من ، اى فاطمه ! به من پناه بده و به فریادم برس.
خطر لحظه به لحظه نزدیک مى شد. سید یحیى واعظ دید گروه دشمن به او نزدیک شدند و خود را آماده کرده اند و چیزى نمانده بود که به او حمله کرده و او را قطعه قطعه نمایند.
در این لحظه حساس ناگهان غرش تکبیر و فریاد مردم را شنید که باغ را محاصره کرده اند، و از دیوار وارد باغ شدند و با حمله به گروه شیخیها، آنها را تار و مار کردند و مرحوم سید یحیى را نجات داده با احترام همراه خود در کنار حضرت آیت الله میرزا محمد رضا کرمانى به شهر و منزل آیت الله کرمانى آوردند.
سید یحیى واعظ از آیت الله کرمانى پرسید: شما از کجا مطلع شدید که من در خطر نیرنگ مخفیانه شیخیه قرار گرفته ام و مرا از خطر حتمى نجات دادید؟
آیت الله کرمانى فرمود: من در عالم خواب حضرت صدیقه طاهره ، زهراى اطهر (سلام الله علیها) را دیدم ، به من فرمود: شیخ محمد رضا! فورا خودت را به پسرم ((سید یحیى)) برسان و او را نجات بده که اگر دیر کنى ، کشته خواهد شد.
منبع:《360》داستان از فضائل و مصائب و کرامات حضرت فاطمه
نقل شده از کانال تلگرامی داروخانه معنوی به نشانی Manavi_2@
اَللهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ اَبیها وَ بَعْلِها وَ بَنیها وَ السِّرِّ الْمُسْتَوْدَعِ فیها بِعَدَدِ ما اَحَاطَ بِهِ عِلْمُکَ
خداوندا به مقدار علمِ بی پایانت بر فاطمه و پدرش و شوهرش و فرزندانش و رازی که در او قرار داده شده، صلوات و درود بفرست
مورچه غریب
روزی مرحوم حاج مرشد، در خانه سابق و قدیمی خود که دارای اجاق دیواری بود، فرمود: آن روزها که جـوان بـودم، کنار بخاری دیواری نشسته بودم و هیزم در آن می ریختم. دیدم هیزمی درون آتش هست که نمی سوزد. گفتم: شاید تَر است. آن را از اجاق بیرون آوردم دیدم هیزم خشک است. دوباره آن را داخل اجاق کردم. دیدم هیزم نمی سوزد، مقداری نفت آوردم و روی هیزم ریختم. کبریت را روشن کردم. نزدیک آن هیزم گرفتم. دیدم آتش نمی گیرد! خیلی تعجب کردم هیزم را بیرون آوردم و در هوای روشن بردم. خوب که نگاه کردم متوجه شدم داخل این هیزم، صدها مورچه لانه کرده اند و من آنها را ندیده بودم. مورچه ها را به حال خود گذاشتم و به حال خود گریستم. خدا را شکر کردم که نمی خواست من نابود کننده این همه مورچه باشم
و فرمود : از این ماجرا خاطره ای از پدرم یادم آمد که روزهای قبل متجاوز از نـود سال پیش با مادرم، از نهاوند به سوی تهران می آمدیم و مال و اُشتر داشتیم. در وسط راه اتراق کردیم. موقع ظهر بود، مادرم سفره غذا را که باز کرد، متوجه شد تعداد زیادی مورچه داخـل سـفره غذا هستند. جریان را به پدرم گفت و پدرم فکری کرد و گفت: باید برگردیم! مادرم پرسید: چرا؟ پدرم گفت: ما که از نهاوند آمدیم. مورچه ها مال آنجا هستند، خانه شان آنجاست و ما آنها را از خانه و کاشانه شان دور کردیم و گناه دارند. هر چه مادرم اصرار کرد که عیب ندارد، پدرم قبول نکرد و آخر سفره را با همان وضع جمع کردیم و به منزل برگشتیم و پدرم مورچه ها را در محل خودشان رها و آزاد ساخت و گفت: ظلم به هر موجودی ناپسند است، هر چند مورچه باشد.
منبع: بهترین کاسب قرن ، ص ۱۸۰
نقل شده از کانال تلگرامی راز نهج البلاغه به نشانی raz_Nahjolbalagheh@
اَللهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَّ عَلی آلِ مُحَمَّدٍ کَمَا صَلَّیتَ عَلی اِبراهیمَ وَ عَلی آلِ اِبراهیمَ اِنَّکَ حَمیدٌ مَّجِیدٌ.
چرا مجید رضا رهنورد که
بچه مذهبی بود
قاتل شد
مراقب خود، اطرافیان و فرزندان مان باشیم.
امروز صبح که خبر اعدام مجید رهنورد را همراه عکسش دیدم یک حس عجیبی بهم دست داد
خوشحال نشدم به چهره اش که نگاه کردم افسوس خوردم که چرا عاقبت این جوان باید این جوری بشه
تا این که بعدازظهر به جلسه ای دعوت شدم، سخنرانش فردی بود که از زندگی او مستندی تهیه کرده بود و در جریان بازجویی وی بود این مطلب از زبان ایشان است.
مادرش به عشق امام رضا علیه السلام
نامش را مجیدرضا گذاشت
از کودکی مسجدی و هیئتی بود
همیشه تلاش میکرد
صف اول نماز جماعت
خودش را جا کند حتی برای ثواب بیشتر نماز،
عبا بر شانه می انداخت
ولی از 15 سالگی که وارد فضای مجازی شد
کم کم تحت تاثیر قرار گرفت
آنچنان شست و شوی مغزی شد که نماز را ترک می کند و اعتقادات مذهبی و عشق به امام حسین (علیه السلام) و حضرت فاطمه (سلام الله علیها) را کنار گذاشته و حتی مسخره می کند.
خودش میگوید ۸ سال رسانه مغز من را تبدیل کرد به یک اتاق گاز که هر لحظه ممکن بود با یک جرقه منفجر شود،
روز حادثه با دیدن آن گروه صدنفره اغتشاش در خیابان آن جرقه زده شد
اول در خانه وصیت نامه اش را می نویسد که
برای من گریه نکنید
سر قبرم قرآن نخوانید،
هر چاقویی که زده به خاطر کینه ای بوده که از حزب اللهی ها داشته،
او میگوید با خودش فکر می کرده بعد از قتل اگر او را بگیرند حتما زجرکش و تکه تکه اش میکنند
برای همین موقع دستگیری میگوید مرا زود اعدام کنید
اما بعد از چند روز که رفتار ماموران اطلاعاتی را می بیند که با رفتار دینی با او تعامل می کنند
تمام معادلات ذهنی اش به هم می ریزد
بچه های اطلاعاتی به جای این که او را بزنند و شکنجه اش بدهند،
با او صحبت می کنند
از زندگیش می پرسند
برای اینکه متوجه شود اعتقاداتش اشتباه است به او کتاب می دهند بخواند
و خلاصه مجرم و بازجو باهم گریه میکنند.
آخر تازه فهمیده که این ۸ سال چه قدر فضای مجازی مغزش را شستشو داده تا دست به این جنایت برند،
به مادرش می گوید،
با مادران شهدا صحبت کن،
طلب عفو نکن
فقط طلب حلالیت کن
من مثل یک حیوان برادرم را کشتم،
مجیدرضا میگوید چند حسرت به دلم مانده،
یک بار دیگر دست مادرم را ببوسم به مادرم کادو بدهم
بعد از ۸ سال دوباره پایم به حرم امام رضا
علیه السلام برسد (این حرف را با گریه و زجه میزند و بازجو هم همراهش گریه و زجه میزند)
او بسیار پشیمان و شکسته شده بود.
در حقیقت می شود گفت
دشمن دوتا جوان ما را شهید نکرد
بلکه دوتا جوان را شهید کرد
و یک جوان را کشت،
دشمن یک جوان را که می توانست سرباز امام زمان (عج الله تعالی فرجه الشریف) باشد را تبدیل به یک قاتل کرد.
مراقب خود، اطرافیان و فرزندان مان در فضای مجازی باشیم.
دکتر اصغری نکاح
روانشناس و دانشیار
دانشگاه فردوسی مشهد
نثار روح شهدای امنیت که بعضی هاشون به طرز فجیع و مظلومی که میشه گفت روضه معاصر هست، شهید شدند، صلواتی احسان بفرمایید
اَللهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّـل فَـرَجَهُم
1- ایران : یوزهای ایران
2- قطر : مارون
3- آلمان : مانشافت
4- آرژانتین : آلبی سلسته
5- برزیل : سلسائو
6- بلژیک : شیاطین سرخ
7- فرانسه : خروس ها
8- کرواسی : شطرنجی ها
9- اسپانیا : لاروخا
10- هلند : لاله نارنجی
11- سوئیس : روسوکروکیاتی
12- انگلیس : سه شیرها
13- صربستان : عقاب ها
14- کانادا : قرمزها - برگ های افرا
15- پرتغال : سلسائو اروپا
16- لهستان : سفید و قرمز
17- دانمارک : قرمز و سفیدپوشان
18- عربستان : شاهین های سبز
19- ژاپن : سامورایی آبی
20- کره جنوبی : ببرها
21- اروگوئه : لا سلسته
22- اکوادور : سه رنگ
23- غنا : ستاره های سیاه
24- سنگال : شیرهای ترانگا
25- کامرون : شیرهای رام نشدنی
26- مراکش : شیرهای اطلس
27- تونس : عقاب های قرطاج
28- آمریکا : یانکی ها
29- مکزیک : سه رنگ
30- ولز : اژدها
31- استرالیا : ساکروس
32- کاستاریکا : لوس تیکوس

https://s6.uupload.ir/files/jamejahani1_w8ef.jpg
اَللهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّل فَرَجَهُم وَالعَن اَعدَائَهُم اَجمَعین