سفره حضرت رقیه سلام الله علیها
- این سفره در باورهای مردم، از سفره های بسیار مجرب بوده و برای هر نذر و حاجتی از قبیل شفای بیمار، به سلامت بازگشتن مسافران، خرید خانه، رفتن به زیارت و ... گسترده می شود.
- سفره را می توانند در اماکن متبرکه مانند مساجد، حسینیهها و تکایا و یا در منزل خود نذر کنند. نذر سفره در منزل به این شرط است که از پاکیزه و طاهر بودن تمام اجزای خانه مطمئن باشند.
- اگر سفره را در اماکن متبرکه بیندازند، سادهتر بوده و تنها نان و خرما بر آن می نهند. ولی اگر در منزل انداخته شود خوراکی های بیشتر و متنوعتری همچون نان، پنیر، سبزی، خرما، نقل و نبات، آجیل و دیگر خوراکی ها در آن قرار می دهند. اما بهتر است که این سفره به صورت محقرانه انداخته شود. معمولا هستههای خرما را درمی آورند، ولی اگر از قبل این کار را انجام نداده باشند از افرادی که خرما را میخورند، می خواهند که هستهها را برگردانند تا به آب روان بسپارند و زیر دست و پا نیندازند.
- معمولا سفره حضرت رقیه را، در سه نوبت و هر نوبت در یک شب جمعه نذر می کنند. اما می گویند در شب دوشنبه نیز انداختن این سفره خوب است.
گستردن این سفره در منزل به این شکل است که:
- خانمهای حاجتمند در اتاقی از خانه که به پاکیزگی آن اطمینان دارند، سفرهای پهن کرده و انواع خوراکی ها از قبیل نان و پنیر و سبزی، خرما که هستههای آن را درآورده و به آب روان سپردهاند، نقل، نبات و آجیل که بیشتر شامل کشمش، نخودچی، گردو و توت خشک میباشد را در آن می نهند.
- روی سفره را با پارچهای سیاه می پوشانند و تا پایان مراسم سفره آن را بر نمی دارند تا توجه مهمانان به سفره جلب نشود. آنگاه در کنار این سفره نمادی از یک قبر کوچک را به این شکل می سازند، که چند آجر یا خشت را روی هم چیده و بر روی آنها شمع روشن می کنند.
- در زمان مشخص شده، روضهخوان خانم یا آقا که از قبل دعوت شده است و نیز سایر مهمانان وارد اتاق میشوند و دور تا دور سفره می نشینند. زنان حاجتمند با دیدن صحنه قبر کوچک شروع به گریستن می کنند و روضهخوان نیز روضه و شرح مصیبت حضرت رقیه و قساوت و بی رحمی یزید را می خواند. زنان سر بر آن قبر نهاده و می گریند و او را به روح پدر و جد بزرگوارش سوگند می دهند، که هر چه زودتر مرادشان را برآورده سازد و می گویند، یا حضرت رقیه خاتون، مراد مرا بده.
نقل شده از کانال تلگرامی ارتباط با خدا به نشانی ertebat0bakhoda@
اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ اَبیها وَ بَعْلِها وَ بَنیها وَ السِّرِّ الْمُسْتَوْدَعِ فیها بِعَدَدِ ما اَحَاطَ بِهِ عِلْمُکَ
خداوندا به مقدار علمِ بی پایانت بر فاطمه و پدرش و شوهرش و فرزندانش و رازی که در او قرار داده شده، صلوات و درود بفرست
ماجرای نبش قبر حضرت رقیه (سلام الله علیها) در سال 1242 و جسد مطهر در کمال سلامت
شهادت باب الحوائج دختر سه ساله امام حسین حضرت رقیه (سلام الله علیها) را تسلیت میگوییم.
جناب آقا سید ابراهیم دمشقی که نَسَبش به سید مرتضی علمالهدی منتهی میشد بعد از نبش قبر حضرت رقیه (سلام الله علیها)، مدام از شدت گریه و غصه غش میکرد. چون به هوش میآمد، قضیه کبودی را برای مردم تعریف میکرد.
می گفت بدن مطهر ایشان در پارچه سیاهی (چادر یا لباس سیاه) پیچیده و کفن شده بود. بخشی از صورت منور ایشان را دیدم که هنوز از آثار سیلی، کبود و مجروح بود. سپس به همراه شیون ایشان، صدای ضجه و زاری از مردم بر میخواست.
اما حکایت :
قبر دچار آب گرفتگی شده بود و علما شیعه درخواست تعمیر قبر مطهر را داشتند.
والی به علماء و صلحاء شام از شیعه و سُنی امر کرد که غسل کنند و لباسهای پاکیزه بپوشند، به دست هر کس قفل ورودی حرم مطهر باز شد، همان کس برود و قبر مقدس او را نبش کند، پیکر را بیرون آورد تا قبر را تعمیر کنند.
صلحاء و بزرگان از شیعه و سُنی در کمال آداب غسل کردند و لباس پاکیزه پوشیدند، قفل به دست هیچ کس باز نشد مگر به دست خود مرحوم سید، و چون میان حرم آمدند کلنگ هیچ کدام بر زمین اثر نکرد، مگر به دست سید ابراهیم.
حرم را قُرق کردند و لحد را شکافتند. دیدند بدن نازنین حضرت رقیه (سلامالله علیها)، میان لحد و کفن صحیح و سالم است اما آب زیادی میان لحد جمع شده است.
سید ابراهیم در قبر رفت، همین که خشت بالای سر را برداشت دیدند
سید افتاد. زیر بغلش را گرفتند،
هی میگفت: «ای وای بر من.. وای بر من.. به ما گفته بودند یزید لعنةالله علیه، زن غساله و کفن فرستاده
ولی اکنون فهمیدم دروغ بوده، چون دختر با پیراهن خودش دفن شده. من بدن را منتقل نمیکنم، می ترسم بدن را منتقل کنم و دیگر به عنوان "رقیّه بنت الحسین" شناخته نشود و من نتوانم جواب بدهم.
سید بدن شریف را از میان لحد بیرون آورد و بر روی زانوی خود نهاد و سه روز بدین گونه بالای زانو خود نگه داشت و گریه میکرد تا اینکه قبر را تعمیر کردند.
وقت نماز که می شد سید بدن حضرت را بالای جایی پاکیزه می گذاشت، پس از فراغ از نماز برمیداشت و بر زانو می نهاد، تا اینکه از تعمیر قبر و لحد فارغ شدند، سید بدن را دفن کرد.
و از معجزه آن حضرت این که سید در این سه روز احتیاج به غذا و آب و تجدید وضو پیدا نکرد و چون خواست بدن را دفن کند دعا کرد که خداوند پسری به او عطا فرماید.
دعای سید به اجابت رسید و در سن پیری خداوند پسری به او لطف فرمود که نام او را "سید مصطفی" گذاشت.
آنگاه والی واقعه را به سلطان عبدالحمید عثمانی نوشت؛ او هم تولیت زینبیه و مرقد شریف حضرت رقیه و ام کلثوم و سکینه را به سید ابراهیم واگذار کرد.
این قضیه در سال 1242 هجری شمسی رخ داده و در کتاب «معالی» هم این قضیه مجملاً نقل شده و در آخر اضافه کرده است:
«فَنزلَ فی قبرها و وَضع علیها ثوباً لفَّها فیه و أخْرجها، فإذا هی بنتٌ صغیرةٌ دُونَ البُلوغِ و کانَ متْنُها مجروحةً مِنْ کثرةِ الضَّرب»
«آن سید جلیل وارد قبر شد و پارچه ای بر او پیچید و او را خارج نمود، دختر کوچکی بود که هنوز به سن بلوغ نرسیده، و پشت شریفش از زیادی ضربات مجروح بود.»
پس از درگذشت سید ابراهیم، تولیت آن مشاهد مشرفه به پسرش سید مصطفی و بعد از او به فرزندش سید عباس رسید.فرزندان سید ابراهیم دمشقی معروف و مشهور به "مستجاب الدعوه" هستند.
این موضوع پیش از این به صورت روضهخوانی از سوی حجت الاسلام سید حسین مؤمنی و حجت الاسلام سید عبدالله فاطمی نیا، در حرم مطهر امام رضا (علیه السلام) خوانده شده و مورد تأیید علما نیز قرار گرفته است.
منابع روایت؛
منتخب التواریخ، صفحه ۳۸۸.
https://s6.uupload.ir/files/ziyarat1_3mr7.jpg
نقل شده از کانال تلگرامی ارتباط با خدا به نشانی ertebat0bakhoda@
اَللهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَّ عَلی آلِ مُحَمَّدٍ کَمَا صَلَّیتَ عَلی اِبراهیمَ وَ عَلی آلِ اِبراهیمَ اِنَّکَ حَمیدٌ مَّجِیدٌ.
امانتی از اهل بیت (علیهم السلام) که در شام به جا ماند
پس از واقعه کربلا و در زمانی که کاروان اسرای کربلا در شام بودند، حضرت رقیه (سلام الله علیها) به خاطر سختیهایی که در این جریان دید و غم فراق پدربزرگوارشان رحلت فرمودند. یزید دستور داد چراغ و تخته غسل را ببرند، و او را با همان پیراهن کهنه اش کفن کردند.
زنان شام ازدحام کردند و در حالی که سیاه پوش شده بودند، برای بدرقه اهل بیت (علیهم السلام) از خانهها بیرون آمدند. صدای ناله و گریه آن ها از هر سو شنیده میشد و با کمال شرمندگی با اهل بیت (علیهم السلام) وداع نمودند، و تا کاروان اهل بیت (علیهم السلام) پیدا بود، مردم شام گریه میکردند.
حضرت زینب (سلام الله علیها) هنگام وداع، ناگاه سر از هودج بیرون آورد و خطاب به مردم شام فرمود:
«ای اهل شام، از ما در این خرابه امانتی مانده است؛ جان شما و جان این امانت. هر گاه کنار قبرش بروید (او در این دیار غریب است) آبی بر سر مزارش بپاشید و چراغی در کنار قبرش روشن کنید».
وقتی حضرت زینب (سلام الله علیها) با همراهان به مدینه بازگشتند زن های مدینه برای عرض تسلیت، به حضور زینب (سلام الله علیها) آمدند آن حضرت حوادث جانسوز کربلا و کوفه و شام را برای آنها بیان می کرد و آن ها گریه می کردند، تا اینکه به یاد حضرت رقیه (سلام الله علیها) افتاد و فرمود:
«اما مصیبت وفات رقیه در خرابه شام، کمرم را خم کرد و مویم را سفید نمود.»
زن ها وقتی این سخن را شنیدند، صدایشان با شور و ناله به گریه بلند شد و آن روز به یاد رنجهای جانگداز رقیه (سلام الله علیها) بسیار گریستند.
در کتاب «وقایع الشهور و الأیام» مرحوم آیت الله بیرجندی آمده است که دختر کوچک امام حسین (علیه السلام) روز پنجم ماه صفر سال ۶۱ وفات کرد.
چنانکه همین مطلب در کتاب «ریاض القدس» نیز نقل شده است.
در صفحه ۲۴۴ «مهیج الاحزان» از حمید بن مسلم نقل شده که چون حضرت علیاصغر شهید شد... دخترانی از خیمه بیرون دویدند، و خود را بر روی نعش آن طفل شهید انداختند... و آن دختران فاطمه و سکینه و رقیه بودند.

https://s6.uupload.ir/files/hazrat_roghayeh_u5th.jpg
من دختری یتیمم، اگر میشود نزن
گر میزنی بزن، ولی حرف بد نزن
نقل شده از کانال تلگرامی ارتباط با خدا به نشانی ertebat0bakhoda@

https://s6.uupload.ir/files/hazratzeynab_ghsj.jpg
السَّلامُ عَلَیْکِ یا بِنْتَ الْحُسَیْنِ الشَّهیدِ
السَّلامُ عَلَیْکِ اَیَّتُهَا الصِّدّیقَةُ الشَّهیدَةِ--------------------------------------------------------------------
اَللهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّل فَرَجَهُم وَالعَن اَعدَائَهُم اَجمَعین
اعمال شب و روز اول ماه صفر
ماه صفر دومین ماه قمری است که برای نامگذاری آن دو دلیل ذکر می شود:
نخست این که از صُفْرَة به معنای زردی گرفته شده، زیرا زمان انتخاب نام با فصل پاییز و زرد شدن برگ درختان مقارن بوده است.
دلیل دوم این که از صِفْر به معنای خالی گرفته شده است، چرا که با پایان یافتن ماه های حرام(رجب، ذی القعده، ذی الحجه و محرم) قبایل بار دیگر وارد جنگ می شدند و شهرها خالی می شد.
معروف است که صفر ماهی منحوس است. در چرایی منحوس بودن ماه صفر دلایلی از جمله رحلت پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله)، شهادت امام حسن (علیه السلام) و امام رضا (علیه السلام) در این ماه را ذکر می کنند. همچنین ابتدای ماه صفر با ورود کاروان اسرا به شهر شام مصادف است، و نیز آغاز جنگ صفین در نخستین روز صفر بوده است.
در برخی از روایات اسلامی آمده است که مسلمانان از انجام کارهای مهم در ماه صفر، پرهیز و برای دفع آفات و بلایای این ماه بسیار صدقه دهند. به همین دلیل مسلمانان از این ماه به عنوان ماهی نحس و بد یمن یاد می کنند، چرا که در این ماه وحی قطع می شود. حضرت علی (علیه السلام) در این مورد فرموده است: با رحلت پیامبر (صلی الله علیه و آله) چیزی قطع شد که با فوت هیچ احدی قطع نشد.
اول ماه صفر
اعمال مشترک اول هر ماه در ابتدای ماه صفر نیز قابل توجه است از جمله:
دعا
در زمان دیدن هلال خواندن دعای هلال وارد شده است. حداقل آن است که سه مرتبه بگوید: اللّهُ اَکْبَر و سه مرتبه لا إلهَ الَّا الْلّه و سپس بگوید: اَلْحَمْدُ لِلّهِ الَّذی أذْهَبَ شَهْرَ کَذا وَ جاءَ بِشَهْرِ کَذا.
بهترین دعای زمان رؤیت هلال، دعای چهل و سوم صحیفه سجادیه است.
قرآن
خواندن هفت مرتبه سوره «حمد».
روزه
از اموری که بر آن تأکید شده، سه روز روزه گرفتن در هر ماه است. مرحوم علامه مجلسی در زادالمعاد می گوید: مطابق مشهور، این سه روز، پنجشنبه اول ماه و پنجشنبه آخر ماه و چهارشنبه اول از دهه وسط ماه است.
نماز
شب اول ماه: دو رکعت نماز بجا آورد، به این نحو که: در هر رکعت پس از سوره حمد سوره انعام را بخواند سپس از خداوند متعال بخواهد که او را از هر ترسی و هر دردی ایمن گرداند.
روز اول ماه: خواندن نماز اول ماه که آن دو رکعت است، در رکعت اول بعد از حمد سی مرتبه سوره توحید و در رکعت دوم بعد از حمد سی مرتبه سوره قدر بخواند و بعد از نماز صدقه ای در راه خدا بدهد،هر کس چنین کند، سلامت خود را در آن ماه از خداوند متعال گرفته است.
اعمال مستحبی ماه صفر
درباره اعمال مستحبی که در ماه صفر ذکر شده، اهم آن ها خواندن دعا، تلاوت قرآن، اقامه نماز و روزه داری است.
- دعای ویژه ماه صفر نیز از محدث بزرگ مرحوم «فیض کاشانی» نقل شده که مستحب است هر روز 10 مرتبه قرائت شود:
یا شَدیدَ الْقُوی وَیا شَدیدَ الْمِحالِ یا عَزیزُ یا عَزیزُ یا عَزیزُ ذَلَّتْ بِعَظَمَتِکَ جَمیعُ خَلْقِکَ فَاکْفِنی شَرَّ خَلْقِکَ یا مُحْسِنُ یا مُجْمِلُ یا مُنْعِمُ یا مُفْضِلُ یا لا اِلهَ اِلاّ اَنْتَ سُبْحانَکَ اِنّی کُنْتُ مِنَ الظّالِمینَ فَاسْتَجَبْنا لَهُ وَنَجَّیْناهُ مِنَ الْغَمِّ وَکَذلِکَ نُنْجِی الْمُؤْمِنینَ وَصَلَّی اللّهُ عَلی مُحَمَّدٍ وَ الِهِ الطَّیِّبینَ الطّاهِرینَ.
منبع: مفاتیح الجنان
نقل شده از کانال تلگرامی ارتباط با خدا به نشانی ertebat0bakhoda@

https://s6.uupload.ir/files/safar1_bu0x.jpg
اَللهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَّ عَلی آلِ مُحَمَّدٍ کَمَا صَلَّیتَ عَلی اِبراهیمَ وَ عَلی آلِ اِبراهیمَ اِنَّکَ حَمیدٌ مَّجِیدٌ.
پرسش 1:
سندیت دعای عکاشه، حزب البحر، چهل کلید، هفت هیکل، شش قفل و نظایر آن چگونه است؟ اثرات و خواص آن معتبر است؟ خواصی که برای آیات و سوره های قرآن بیان می شود معتبر است؟ کتابها و منابعی که در این خصوص نگاشته شده اند قابل اعتماد و معتبر هستند؟
شرح : سندیت دعای عکاشه، حزب البحر، چهل کلید، هفت هیکل ، شش قفل و نظایر آن چگونه است؟ اثرات و خواص آن معتبر است؟
پاسخ:
پرسشگر گرامی با سلام و تشکر از ارتباطتان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی.
1- عکاشه : دعایی به این نام در منابع روایی و کتاب های ادعیه از معصومین روایت نشده و در هیچ کتابی دعایی بدین نام نیافتیم تا در مورد صحت و قوت و ضعف و آثار و فواید آن سخن بگوییم.
2- حزب البحر : در روایات اسلامی ما، راجع به این دعا اشاره ای نشده است؛ بلکه طرفداران سحر و جادو بر اساس بیان یک عارف نمای عارف مسلک، به نام شاذلی، آن را ساخته و در اینترنت پخش نموده اند و این، مورد تأیید ما نیست. بهتر است حضرت عالی برای رفع مشکلات و بر آورده شدن حاجات و...، به دعاهای معروف موجود در مفاتیح الجنان حاج شیخ عباس قمی مراجعه نمایید و از دعاهای ساختگی و سفارشی چنین افرادی، به طور جدی پرهیز نمایید.
3- چهل کلید: این دعا هم سند ندارد و در منابع روایی معتبر چنین دعایی نیست. خواص عجیب و غریبی که به آن نسبت داده اند، هیچ مبنا و اساسی ندارد.
این دعا در اینترنت به وفور یافت می شود، ولی در هیچ سایت و وبلاگی برای آن سند ذکر نشده و ظاهرا از ساخته های خناسان است تا بدین وسیله کم کم دین و اعتقاد مردم را سست جلوه دهند.4- شش قفل: چنین دعایی در منابع معتبر نیامده است و صرفا در برخی از منابع دسته چندم بیان شده که قابل استناد و اعتبار نیستند. و خواصی هم که برایش می آورند کاملا ساختگی است.
5- هفت هیکل: این دعا هم در منابع معتبر نیامده است و صرفا در اینترنت آمده است که قابل استناد و اعتبار نیستند و خواصی هم که برایش آوردند کاملا ساختگی است. متاسفانه جهت استفاده فرقه های انحرافی ساخته شده است و چیزهای عجیب و غریبی برایش نوشته اند.
در کل تمام دعاهایی که شما به آن اشاره کردید هیچ سند و اعتباری ندارند و بیشتر جهت منافع شخصی و سرگرم کردن کردن مردم و دور شدن از دعاهای اصیل نگاشته اند. لذا سعی کنید به دعاهای اصیل و معتبر مراجعه کنید.پرسش 2:
خواصی که برای آیات و سوره های قرآن بیان می شود معتبر است؟ کتابها و منابعی که در این خصوص نگاشته شده اند قابل اعتماد و معتبر هستند؟در کتب تفسیری شیعه، روایات زیادی در مورد فضیلت سوره های قرآن، خصوصاً قبل از بیان تفسیر هر سوره، بیان شده است.
نظر مشهور دانشمندان علوم قرآنی در مورد اعتبار این گونه روایات این است که برخی (نه همه) سند صحیحی ندارند؛ ولی اگر کسی برای رجا، یعنی قصد ثواب به روایات عمل کند، به او ثواب می رسد. گفته اند که اسناد همه روایات، روی هم رفته، چندان قابل اعتماد نیست. (1)
همچنین ثواب زیادی که برای اعمال در روایات آمده، از باب تفضل الهی است. چنین نیست که هر کس سوره ای را خواند، حتماً به خواص و آثار آن برسد.
اما ثوابها و فضایلی که برای برخی عبادات، اذکار و ادعیه و خاصه قرائت سوره های قرآن در مفاتیح الجنان یا تفاسیر و یا سایر کتب و روایات ذکر شده، ناظر به عباداتی است که به شکل اکمل و اتم انجام گیرد و آداب و شرایط آن محقق گردد.
بنابراین، مقصود از روایاتی که آثار خاصی را برای برخی از اعمال از جمله قرائت بعضی از سوره ها ذکر کرده اند، این نیست که فلان عمل «علت تامه» آن اثر است؛ بلکه مقصود، اقتضای اثر است. ولی اگر مانعی بر سر راه آن قرار گیرد، توان تأثیر را نخواهد داشت.
آیت الله مکارم شیرازی در این زمینه می گویند: این فضیلت ها برای کسانی نیست که تنها الفاظ آن را بخوانند و مفاهیم آن را فراموش کنند.
اما در مورد نمونه هایی که بیان کردید، فضیلت ها برای سوره های نامبرده در تفاسیر معتبر نیامده است؛ مثلاً در مورد سوره نور آمده:
از آن جا که در این سوره سفارش های بسیار در مورد رعایت عفت و پاکدامنی توسط عموم مؤمنان و خصوصاً زنان صورت گرفته، در روایات نسبت به آموزش و قرائت این سوره توسط زنان، تأکید بسیار آمده است. (2)
در این زمینه نمی شود کتاب خاصی را تأیید یا تکذیب کرد. البته صحت یا عدم صحت خواصی که برای قرآن ذکر کرده اند، کاری به اصل وجودی قرآن ندارد و ثواب واقعی سر جای خودش وجود دارد و نیز رتبه سفارشات اهل بیت نسبت به تلاوت و قرائت قرآن پایین نمی آید.
شما در این زمینه می توانید به کتاب «تفسیر مجمع البیان» علامه طبرسی یا «تفسیر نمونه» آیت الله مکارم در آغاز سوره ها مراجعه نمایید.
پی نوشت ها:
1. مکارم شیرازى، ناصر، تفسیر نمونه، ج 9، ص 297، ناشر دار الکتب الإسلامیة، چاپ تهران، سال 1374 ش، نوبت اول.پرسش 3:
به غیر از مفاتیح الجنان و زادالمعاد آیا منبع معتبر دیگری مبتنی بر احادیث و روایات صحیح در باب ادعیه و اذکار نافع و سریع الاجابه وجود دارد؟ لطفا راهنمایی بفرمایید؟
پاسخ:
دعا نیز مانند اذکار، آداب مخصوص به خود را دارد. اگر چه خدا را به هر زبان و درهر زمان می توان یاد کرد و نیازهای روحی و معنوی و مادی خود را از او درخواست کرد، اما بهترین خواسته ها، دعاهایی هستند که از ائمه معصومین ذکر شده اند. البته بسته به اثر دعا و نیز نوع نیازی که داریم، دعای مخصوصی توصیه شده است. کتب ادعیه ما پر از دعاهای مأثوره است و برای هر زمانی، دعای ویژه ای گفته شده است؛ مثلاً در ماه مبارک رجب، دعاهای ماه مبارک رجب مناسبترین محسوب می شود. لازم است بدانید هر دعایی را در زمان خودش می توان به قصد ورود خواند؛ ولی در غیر زمان خودش، باید به قصد ثواب و رجا خواند.
خلاصه پاسخ ما این است که بهترین دعاها، دعاهایی است که از ائمه معصومین نقل شده و در کتاب های معتبر دعا ذکر شدهاند.
بنابراین، خوب است از دعاهای مستندی که در منابع معروف و معتبر آمده، استفاده نمایید، مانند کتاب های ذیل:
مفاتیح الجنان، مصباح المتهجد (شیخ طوسی)، مصباح (کفعمی)، بلد الامین (کفعمی)، مهج الدعوات (سید بن طاووس)، صحیفه سجادیه، مفاتیح نوین (آیت الله مکارم)، المراقبات (میرزا جواد ملکی تبریزی)، زاد المعاد، جمال الاسبوع (سید بن طاووس) و ... .
البته خواندن دعاهایی که مضمون خوبی دارند، اگرچه دارای سند قوی نباشند، به قصد رجا و به امید مطلوبیت، اشکال ندارد.
نقل شده از سایت مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی به نشانی زیر
https://www.pasokhgoo.ir/node/47629
سایت پاسخگویان هم سندی برای دعای عکاشه قائل نشدن و همین پاسخ رو دادند. سایت پاسخگویان به نشانی زیر
اَللهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّـل فَـرَجَهُم