ورلد بوک،وبلاگ تفریحی سرگرمی علمی پزشکی مذهبی و...  اَللهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّـل فَـرَجَهُم

ورلد بوک،وبلاگ تفریحی سرگرمی علمی پزشکی مذهبی و... اَللهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّـل فَـرَجَهُم

یا محمد یا علی یا فاطمه یا صاحب الزمان ادرکنی و لا تُهلِکنی (یا محمد یا علی یا فاطمه یا صاحب الزمان مرا دریاب و به هلاکتم مرسان)
ورلد بوک،وبلاگ تفریحی سرگرمی علمی پزشکی مذهبی و...  اَللهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّـل فَـرَجَهُم

ورلد بوک،وبلاگ تفریحی سرگرمی علمی پزشکی مذهبی و... اَللهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّـل فَـرَجَهُم

یا محمد یا علی یا فاطمه یا صاحب الزمان ادرکنی و لا تُهلِکنی (یا محمد یا علی یا فاطمه یا صاحب الزمان مرا دریاب و به هلاکتم مرسان)

دلیل انفعال رذیلانه محمود عباس ابومازن در برابر جنایات رژیم صهیونیستی چیست؟

دلیل انفعال رذیلانه محمود عباس ابومازن در برابر جنایات رژیم صهیونیستی چیست؟

 

رئیس موساد: محمود عباس (ابو مازن) بهایی نفوذی است!

 

- خانه ۶ میلیون دلاری عباس ابومازن در رام الله فلسطین اشغالی که شامل چندین اتاق خواب، اتاق ناهارخوری و فضای بیرونی با ویوی عالی به تپه ها و مناظر طبیعی و برخوردار از تجهیزات چند میلیون دلاری است.

- برخی از منابع ثروت ابومازن را بیش از ۱۰۰ میلیون دلار با کلکسیون از عتیقه جات و دیگر موارد برآورد کرده اند.

- پایگاه خبری عرب تایمز با انتشار گزارشی تحقیقی، از ریشه بهایی و عقاید صهیونیستی محمود عباس، رییس تشکیلات خودگردان فلسطین می‌نویسد محمود میرزا عباس، از خانواده ای کاملاً بهایی متولد شد و «عباس افندی» که پدربزرگ اوست، جایگاه بزرگ در میان بهاییها دارد. خانواده وی در پی افزایش فشارها بر بهایی‌ها، ایران را ترک کردند.


- عباس افندی اول، جد محمود عباس که ملقب به «عبدالبهاء» بوده، از مهمترین شخصیت‌ها در تاریخ فرقه بهاییت به شمار می آید. عباس افندی، پدربزرگ ابومازن، در پی ادعای خدایی و صدور حکم اعدام وی، با همکاری انگلیسیها از ایران گریخت. وی همچنین در سفر به سوییس، در کنفرانسهای صهیونیستی از جمله کنفرانس «بال» در سال ۱۹۱۱ میلادی حضور یافت و پس از آن، رحل اقامت در شهر حیفا افکند تا بهاییت را در این سرزمین گسترش دهد.

- روزنامه صهیونیستی هاآرتص در ضمن یکی از گزارش‌های خود به نقل از رییس اسبق موساد، “شابتای شاویت” در سال ۲۰۰۱ فاش کرد: “محمود عباس از اقلیت بهائیان فلسطین است و اینکه او جانشین عرفات شود، مثل این می‌ماند که یک سامی در اسراییل به نخست‌وزیری برسد!

- محمود عباس، یک ماه پیش از در اختیار گرفتن ریاست تشکیلات خودگردان فلسطین، پیروی خود را از فرقه بهاییت تکذیب و تأکید کرد که یک مسلمان سنی مذهب است، اما فعالان فلسطینی همان زمان اثبات کردند که محمود میرزا عباس، متولد شهر صفد در سال ۱۹۳۹ میلادی است و پدری ایرانی و مادری فلسطینی داشته است و نام وی در سال ۱۹۴۸ میلادی و روز نکبت به عنوان یک پناهجوی فلسطینی در آژانس امدادرسانی ثبت شده است.

- عرب تایمز با اشاره به این که شبکه تلویزیونی الجزیره در تاریخ ششم نوامبر سال ۲۰۰۴ میلادی در برنامه «پرونده هفتگی» به ریشه های بهایی ابومازن اشاره کرده و آن را عامل کاهش احتمال دستیابی وی به ریاست تشکیلات خودگردان ذکر کرده است!

- گفتی است که یک نویسنده فلسطینی به نام “عبدالقادر یاسین” در سال ۲۰۰۰ طی مقاله‌ای در روزنامه “الاسبوع العربی”،نوشت: «...ابومازن متولد شهر “صفد” در فلسطین اشغالی است. صفد پس از حیفا مرکز بهائیان در فلسطین اشغالی است. یکی دیگر از موضوعاتی که به این موضوع دامن می‌زند این است که محمود عباس از جمله معدود رهبران‌ فتح است که هیچ گاه در لیست ترور رژیم صهیونیستی قرار نداشت».

 

 

نقل شده از کانال تلگرامی رادار انقلاب به نشانی Radar_enghelab@

 

 

 

 

 

https://imgurl.ir/uploads/q062178_mahmood_abbas.jpg

 

 

 

 

اللَّهُمَّ فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّلْ لِوَلِیِّکَ الْفَرَجَ وَ الْعَافِیَهَ وَ النَّصْر

خدایا بر محمد و آلش درود فرست و در فرج و عافیت و پیروزی ولیّت سرعت ببخش.

کرامات حضرت رقیه سلام الله علیها (بسم الله بگو و برخیز)

کرامات‌ حضرت‌ رقیه‌ سلام الله علیها

بسم‌ الله‌ بگو و برخیز

روزی خانمی مسیحی دختر فلجی را از لبنان به سوریه آورده بود زیرا پزشکان لبنان از معالجه دختر فلجش ناامید شده و به اصطلاح او را جواب کرده بودند. 

زن با دختر فلج خود نزدیک حرم مطهر حضرت رقیه (علیها السلام) منزل می گیرد تا در آنجا برای معالجه فرزندش به پزشک دمشقی مراجعه نماید تا این که روز عاشورا فرا میرسد و او می بیند که مردم دسته دسته به طرف محلی که حرم مطهر حضرت رقیه (علیها السلام) در آنجاست می روند، از مردم شام می پرسد: اینجا چه خبر است؟ 

می گویند: اینجا حرم دختر امام حسین (علیه السلام) است او نیز دختر فلج خود را در منزل تنها گذاشته و درب خانه را می بندد و به حرم حضرت می رود و به حضرتش متوسل می شود و گریه می کند تا به حدی که غش نموده و بی هوش بر زمین می افتد در آن حال کسی به او می گوید: بلند شو و به منزل برو چون دخترت تنها است و خداوند او را شفا داده است. زن برخاسته و به طرف منزل حرکت می کند وقتی که به خانه می رسد درب منزل را می زند ناگهان با کمال تعجب می بیند که دخترش درب را باز می کند! 

مادر جویای وضع دخترش می شود و احوال او را می پرسد دختر در جواب مادر می گوید: وقتی شما رفتید دختری به نام رقیه وارد اتاق شده و به من گفت: بلند شو تا با هم بازی کنیم من گفتم: نمی توانم چون فلج شده ام آن دختر گفت: بگو بسم الله الرحمن الرحیم تا بلند شوی و سپس دستم را گرفت و من بلند شدم و دیدم که تمام بدنم سالم است. او داشت با من صحبت می کرد که شما درب را زدید. آن دختر ( حضرت رقیه سلام الله علیها) به من گفت: مادرت آمد. سرانجام مادر مسیحی با دیدن این کرامت از دختر امام حسین (علیه السلام) مسلمان شد.


منبع: داستان هایی از بسم الله الرحمن الرحیم  
به نقل از: سحاب رحمت۷۷۷


نقل شده از کانال تلگرامی درمان با آیه های نورالـــــہـــــے به نشانی shamimerezvan@

azkarerouzaneh@


اَللهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَّ عَلی آلِ مُحَمَّدٍ کَمَا صَلَّیتَ عَلی اِبراهیمَ وَ عَلی آلِ اِبراهیمَ اِنَّکَ حَمیدٌ مَّجِیدٌ.

اَللهُمَّ بَارِک عَلی مُحَمَّدٍ وَّ عَلی آلِ مُحَمَّدٍ کَمَا بَارَکتَ عَلی اِبراهیمَ وَ عَلی آلِ اِبراهیمَ اِنَّکَ حَمیدٌ مَّجِیدٌ.


خداوندا بر محمد و آل محمد درود فرست، همان گونه که بر ابراهیم و آل ابراهیم درود فرستادی، راستی که تو ستوده شده و بزرگواری.
خداوندا بر محمد و آل محمد برکت نازل فرما، همان گونه که بر ابراهیم و آل ابراهیم برکت نازل فرمودی، به راستی که تو ستوده شده و بزرگواری.

گفتگوی زن غساله با حضرت زینب کبری سلام الله علیها

گفتگوی زن غساله با حضرت زینب کبری سلام الله علیها

هنگامی که زن غساله ، بدن حضرت رقیه (سلام الله علیها) را غسل می داد ، ناگاه دست از غسل کشید و گفت: سرپرست این اسیران کیست؟

حضرت زینب (سلام الله علیها) فرمود : چه می خواهی؟

غساله گفت : این دخترک به چه بیماری مبتلا بوده که بدنش کبود است؟

حضـرت زینب (سلام الله علیها) در پاسخ فرمود :ای زن ، او بیمار نبود ، این کبودیها آثار تازیانه ها و ضـربه های دشـمنان است.

پس از شهادت آن مخدّره و هنگامی که کاروان اهل بیت قصد بازگشت داشتند، مردم نامرد شام که صدای گریه و شیون آن ها از هر سو به گوش می رسد برای بدرقه کاروان از خانه های خود بیرون آمدند.

زنان شام ازدحام کردند و در حالیکه سـیاه پوش شده بودند برای بدرقه اهل بیت علیه السـلام از خانه ها بیرون آمدند. صدای ناله و گریه آنها از هر سو شـنیده می شد و با کمال شرمندگی با اهل بیت علیه السلام وداع نمودند.

حضرت زینب کبری (سلام الله علیها) از این فرصت اسـتفاده های بسـیار کرد. از جمله اینکه هنگام وداع، ناگاه سر از هودج بیرون آورد و خطاب به مردم شام فرمود :

ای اهـل شـام ، از مـا در این خرابه امانتی مانـده است، جان شـما و جان این امانت. هرگاه کنار قبرش برویـد، او در این دیار غریب است. آبی بر سر مزارش بپاشید و چراغی در کنار قبرش روشن کنید.


منبع: ستاره درخشان شام

نقل شده از کانال تلگرامی مصباح به نشانی  misbah110@


 

https://s6.uupload.ir/files/hazratzeynab_ghsj.jpg


اَللهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّل فَرَجَهُم وَالعَن اَعدَائَهُم اَجمَعین

حضرت رقیه سلام الله علیها

حضرت رقیه سلام الله علیها

حضرت فاطمه صغری (رقیه) علیها سلام، دختر سه ساله امام حسین (علیه السلام) عصر روز سه شنبه در خرابه در کنار حضرت زینب (سلام الله علیها) نشسته بود. جمعی از کودکان شامی را دید که در رفت و آمد هستند.

پرسید: عمه جان! اینان کجا می روند؟ حضرت زینب (سلام الله علیها) فرمود: عزیزم این ها به خانه هایشان می روند. پرسید: عمه! مگر ما خانه نداریم؟ فرمودند: چرا عزیزم، خانه ما در مدینه است. تا نام مدینه را شنید، خاطرات زیبای همراهی با پدر در ذهن او آمد.

بلافاصله پرسید: عمه! پدرم کجاست؟ فرمود: به سفر رفته. طفل دیگر سخن نگفت، به گوشه خرابه رفته زانوی غم بغل گرفت و با غم و اندوه به خواب رفت. پاسی از شب گذشت. ظاهراً در عالم رؤیا پدر را دید. سراسیمه از خواب بیدار شد، مجدداً سراغ پدر را از عمه گرفت و بهانه جویی نمود، به گونه ای که با صدای ناله و گریه او تمام اهل خرابه به شیون و ناله پرداختند.

خبر را به یزید (لعنة الله علیه) رساندند، دستور داد سر بریده پدرش را برایش ببرند. رأس مطهر سید الشهدا را در میان طَبَق جای داده، وارد خرابه کردند و مقابل این دختر قرار دادند. سرپوش طبق را کنار زد، سر مطهر سیدالشهدا را دید، سر را برداشت و در آغوش کشید.

بر پیشانی و لبهای پدر بوسه زد و آه و ناله اش بلندتر شد، گفت: پدر جان چه کسی صورت شما را به خونت رنگین کرد؟ پدر جان چه کسی رگهای گردنت را بریده؟ پدر جان «مَن ذَالَّذی أَیتَمَنی علی صِغَرِ سِنِّیِ» چه کسی مرا در کودکی یتیم کرد؟ پدر جان یتیم به چه کسی پناه ببرد تا بزرگ بشود؟ پدر جان کاش خاک را بالش زیر سرم قرار می دادم، ولی محاسنت را خضاب شده به خونت نمی دیدم.

دختر خردسال حسین (علیه السلام) آن قدر شیرین زبانی کرد و با سر پدر ناله نمود تا خاموش شد. همه خیال کردند به خواب رفته. وقتی به سراغ او آمدند، از دنیا رفته بود. شبانه غساله آوردند، او را غسل دادند و در همان خرابه مدفون نمودند.

به دخترت زده ای سر فدای سر زدنت
فدای آتش داغی که بر جگر زدنت

چقدر ناله کشیدم دگر نخوان قرآن
ولی تو خواندی و با سنگ ای پدر زدنت

به هیچ جای سر تو که جای سالم نیست
ز بس که هر سر بازار و هر گذر زدنت

خودت بگو سر نیزه چه بر سرت آمد؟
به روی نیزه که بودی چرا مگر زدنت؟

میان مجلس و در پیش روی عمه و من
برای کشتن ما بوده بیشتر زدنت!


نقل شده از کانال تلگرامی داروخانه معنوی به نشانی Manavi_2@

 

https://s6.uupload.ir/files/ziyarat1_3mr7.jpg


اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ اَبیها وَ بَعْلِها وَ بَنیها وَ السِّرِّ الْمُسْتَوْدَعِ فیها بِعَدَدِ ما اَحَاطَ بِهِ عِلْمُکَ

خداوندا به مقدار علمِ بی پایانت بر فاطمه و پدرش و شوهرش و فرزندانش و رازی که در او قرار داده شده، صلوات و درود بفرست

حضرت رقیه (سلام الله علیها)، سند مظلومیت امام‌حسین (علیه السلام)

حضرت رقیه (سلام الله علیها) سفیر کوچکی است که تاثیر بزرگی در ماندگاری عاشورا دارد.

وقتی که حضرت رقیه (سلام الله علیها) در سال ۵۷ قمری به دنیا آمد، مدینه نور دیگری گرفت و خانه کوچک امام، گرمای تازه‌ای یافت. چند وقت بعد ام اسحاق درگذشت و حضرت رقیه (سلام الله علیها) از نعمت مادر محروم شد و به همین دلیل، امام حسین (علیه السلام) فرزندش را بزرگ کرد و همیشه به خواهر خود زینب (سلام الله علیها) سفارش می‌کرد که برای رقیه (سلام الله علیها) به عنوان مادر باشد و مهر و محبّت خود را در حق او تمام کند.
حضرت رقیه (سلام الله علیها) سفیر کوچکی است که تاثیر بزرگی در ماندگاری عاشورا دارد. زیرا او با دستان کوچک خود، صفحه‌ای زرین از تاریخ کربلا را به نگارش درآورد که جای جای آن نشان از وفاداری و شکیبایی و ارادت است و درواقع، شهادت حضرت رقیه (سلام الله علیها) تجلی گر صبر و شکیبایی خاندان رسالت است که هر بلایی را به جان می‌خرند تا امت را از جهالت و ظلم بیرون بیاورند و به همین منظور، تاریخ، چنین رویداد‌های تلخی را از یاد نمی‌برد. البته در این میان، ممکن است اختلافاتی در خصوص سن حضرت رقیه (سلام الله علیها) وجود داشته باشد، اما وجود گرانقدر ایشان در حادثه کربلا قطعی است و درمورد شهادت این طفل خردسال، اختلاف چندانی وجود ندارد.

حضرت رقیه (سلام الله علیها) و سجاده پدر
حجت الاسلام و المسلمین روح الله رحمانی مهر کارشناس مذهبی، گفت: گاهی اوقات حضرت رقیه (سلام الله علیها)، با دست‌های کوچکش سجاده امام حسین (علیه السلام) را باز می‌کرد و منتظر پدرش می‌نشست تا بیاید و در آن سجاده نماز بخواند و این دختر از رکوع و سجود پدرش لذت می‌برد. در کربلا، هر دفعه رقیه (سلام الله علیها)، سجاده امام حسین (علیه السلام) را موقع نماز باز می‌کرد و ظهر عاشورا هم طبق عادت همیشگی منتظر پدرش بود، ولی بعد از مدتی، شمر به خیمه آمد و رقیه (سلام الله علیها) را در کنار سجاده پدرش دید که سراغش را می‌گرفت، شمر ملعون در جواب به این سؤال حضرت رقیه (سلام الله علیها)، سیلی محکمی بر صورت وی زد.


منبع: خبرگزاری صدا و سیما


اَللهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّـل فَـرَجَهُم