یا علی جانم به قربانت
از احنف بن قیس روایت شده که وقتی او نزد معاویه رفت از شیرینی و ترشی چنان نزد او در سر سفره چیدند که گفت من نام بعضی از آنها را نمیدانستم. لذا یک یک آنها را از معاویه پرسیدم و او جواب میگفت. چون معاویه طعام خود را تعریف میکرد من گریهام گرفت. گفت: چرا میگریی؟ گفتم: به یاد آمد شبی را که در خدمت حضرت علی (علیه السلام) بودم وقت افطار شد. آن حضرت دستور داد تا من نیز نزد او بمانم.
پس کیسهای را خواست که سر آن را مهر کرده بود. چون آن را حاضر کردند به او گفتم: یا علی! این چیست؟ حضرت فرمود: نان جو است. عرض کردم: ترسیدی که از آن نان بردارند، یا بخل کردی که اینچنین سر آن را مهر کردهای؟ حضرت فرمود: نه اینکه گفتی درست نیست؛ بلکه میترسیدم که حسن و حسین (علیهمالسلام) آن نان را به روغن بیالایند.
عرض کردم: مگر حرام است؟ فرمود: نه، ولکن واجب است بر امامان عادل که زندگی خود را در سطح فقیرترین مردم قرار دهند تا فقیر به واسطه فقرش از جاده بندگی بیرون نرود. معاویه گفت: ذکر کسی را کردی که احدی فضل او را نمیتواند انکار کند.
منبع: الفصول العلیه، ص51
نقل شده از کانال تلگرامی کربلا به نشانی karballa_ir@

غذای حاکم مسلمین !
«سُوَید بن غَفَلَة» میگوید:
به دار الحکومه رفتم و دیدم امیرالمؤمنین صلوات الله علیه نشستهاند تا غذا میل کنند، دیدم حضرت یک دوغی میل میکنند که ترشیِ آن بینی من را میزد و یک نان جو تناول میفرمودند که آرد آن الک نشده بود و آنقدر خشک بود که حضرت باید این نان را به زانو میزدند تا بشکنند.1 - الغارات، جلد ١، صفحه ٨٦
نقل شده از کانال تلگرامی راز نهج البلاغه به نشانی raz_Nahjolbalagheh@
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله میفرماید اگه فضائل علی علیه السلام رو بگویی ، گناهان زبانت پاک میشود ، اگر بشنوی گناهان گوش هایت، و اگر بخوانی از روی نوشته، گناهان چشمانت، پاک میشود.
نهی از ارتباط با مخالفین دین حق
سلیمان جعفری گوید: امام هادی علیه السلام به من فرمودند: «چرا نزد عبدالرحمن بن یعقوب می روی؟» عرض کردم: «او دایی من است» فرمودند: «او در مورد خداوند حرفهای بزرگی می زند؛ خداوند را (به صفات محدود) توصیف می کند حال آنکه خداوند از هر وصفی بالاتر است؛ پس تو یا با او هم نشین باش و دیگر نزد ما نیا! و یا هم نشین ما باش و او را ترک کن!»
عرض کردم: «او هر چه میخواهد بگوید! از او چه ضرری به من میرسد وقتی من حرفهای او را باور ندارم؟»فرمودند: «نمی ترسی عذابی بر او نازل شود و تو را هم در برگیرد؟ مگر خبر نداری از آن کسی که خودش از اصحاب موسی علیه السلام بود و پدرش از اصحاب فرعون؛
آنگاه که لشکر فرعون به حضرت موسی رسید، آن مرد از ایشان جدا شد تا پدرش را نصیحت کند و او را به حضرت موسی ملحق کند؛ پس پدرش می رفت و او با پدر بحث میکرد؛ تا اینکه به کنار دریا رسیدند و هر دو غرق شدند. این خبر به موسی علیه السلام رسید؛ فرمود: او در رحمت خداست ولی وقتی عذاب نازل شود، کسی که نزدیک گناهکار شده باشد، امنیت نخواهد داشت.»
منبع: «کافی» ج ۲ ص ۳۷۴

آمده تا هادی امت باشد...
دوباره خورشیدی طلوع میکند تا از قدوم مبارکش، زمین سرد و تاریک نماند، آمده تا با حضور نورانیاش آسمان بیستاره را غرقِ مهتاب کند، آمده که دستهای تنها را بگیرد و تا خدا بالا ببرد.
اعجاز کلامش دلهای مُرده را زنده میکند و از نفسهای گرمش شمیم شریعت ناب پیامبر به مشام میرسد آمده تا هادی امت باشد و راه آسمان را نشانمان دهد، تا "چراغ هدایت" باشد و "کشتی نجات" رسالتش همین است...
این امانت الهی، میراث اجدادی است که باید به مهدی موعود سپرده شود تا آن را به ساحل امن و آرامش برساند و زمین را پر از عدل و داد کند.
نقل شده از کانال تلگرامی منتظران ظهور به نشانی montazeran313313@

هادی شدی که بر همگان سَر شویم ما
هادی شدی که از همه برتر شویم ما
گمراه شد هرآنکه از این طایفه جداست
هادی شدی که پیروِ حیدر شویم ما
هادی شدی که فاتحِ دلها شوی و بعد
از عاشقانِ فاتحِ خیبر شویم ما
نقل شده از کانال تلگرامی کربلا به نشانی karballa_ir@

بدگویان به متوکل عباسی گفتند ممکن است علی بن محمد (امام هادی) باطناً قصد انقلاب داشته باشد و بعید نیست اسلحه و یا لااقل نامه هایی که دال بر مطلب باشد در خانه اش پیدا شود. لهذا متوکل نیمه شب عده ای از دژخیمان و اطرافیان خود را فرستاد به خانه ی امام که خانه اش را تفتیش کنند و خود امام را هم حاضر نمایند.
مأمورین سرزده وارد خانه ی امام شدند و اول به سراغ خودش رفتند. او را دیدند که اتاقی را خلوت کرده و فرش اتاق را جمع کرده، بر روی ریگ و سنگریزه نشسته به ذکر خدا مشغول است. وارد سایر اتاقها شدند، از آنچه می خواستند چیزی نیافتند. ناچار به همین مقدار قناعت کردند که خود امام را به حضور متوکل ببرند.
وقتی که امام وارد شد، متوکل در صدر مجلس بزم نشسته مشغول میگساری بود. دستور داد که امام پهلوی خودش بنشیند. امام نشست. متوکل جام شرابی که در دستش بود به امام تعارف کرد. امام امتناع کرد و فرمود: «به خدا قسم که هرگز شراب داخل خون و گوشت من نشده، مرا معاف بدار.
متوکل قبول کرد، بعد گفت: «پس شعر بخوان و با خواندن اشعار نغز محفل ما را رونق ده.
فرمود: «من اهل شعر نیستم و کمتر از اشعار گذشتگان حفظ دارم.» متوکل گفت: «چاره ای نیست، حتما باید شعر بخوانی. »
امام شروع کرد به خواندن این اشعار:
باتوا علی قُلَل الاجبال تحرسهم
غلب الرجال فلم تنفعهم القُلل....
«قلههای بلند را برای خود منزلگاه کردند و همواره مردان مسلح در اطراف آنها بودند و آنها را نگهبانی میکردند، ولی هیچ یک از آنها نتوانست جلو مرگ را بگیرد و آنها را از گزند روزگار محفوظ بدارد. »
«آخرالامر از دامن آن قله های منیع و از داخل آن حصنهای محکم و مستحکم به داخل گودالهای قبر پایین کشیده شدند، و با چه بدبختی به آن گودالها فرود آمدند! »
«در این حال منادی فریاد کرد و به آنها بانگ زد که: کجا رفت آن زینتها و آن تاجها و هیمنه ها و شکوه و جلالها؟ »
«کجا رفت آن چهره های پرورده ی نعمتها که همیشه از روی ناز و نخوت، در پس پرده های الوان، خود را از انظار مردم مخفی نگاه می داشت؟ »
«قبر عاقبت آنها را رسوا ساخت. آن چهره های نعمت پرورده عاقبة الامر جولانگاه کرمهای زمین شد که بر روی آنها حرکت می کنند! »
«زمان درازی دنیا را خوردند و آشامیدند و همه چیز را بلعیدند، ولی امروز همانها که خورنده ی همه ی چیزها بودند مأکول زمین و حشرات زمین واقع شده اند! »
نوای امام همه را منقلب کرد. متوکل جام شراب را محکم به زمین کوفت و اشکهایش مثل باران جاری شد.
منابع: بحار، ج۲، ص ۱۴۹. مروج الذهب، ج۴، ص ١١
نقل شده از کانال تلگرامی راز قرآن به نشانی raz_quran@

یک گروه محقق یک سری لاشه مرغ را داخل یک توری گذاشته بودند و چند گودال به فاصله های 10-20 متر از هم حفر کرده بودند.
بعد از مدتی یک روباه آمد و کمی بو کشید و یک مقدار این لاشه ی مرغ ها را جا به جا کرد و رفت.
کارشناس تیم رو به دوربین کرد و گفت:
این الان می رود و بقیه ی گله و دوستانش را می آورد.
و با استفاده از یک روبات جرثقیل، توری را جا به جا کردند و آوردن در گودال دوم و مخفی اش کردند و با مایعی خاص اسپری کردند تا اثر بو را از بین بردند.
تقریبا نیم ساعت بعد همان روباه و 7-8 تا روباه دیگر آمدند سر گودال اول و هرچه گشتند مرغ ها را پیدا نکردند. هر چه زمین را بو کردند، فایده نداشت و آن 7-8 تا رفتند و این روباه اولی دوباره شروع به گشتن کرد.
جالب این بود که مدام با سرعت می گشت و بعد سرش را بالا می آورد و به دوستانش که داشتند دور می شدند، نگاه می کرد و دوباره بو می کشید.
محققان با استفاده از سیم کمی روی گودال دوم را باز کردند تا حدی که روباه مرغ ها را دید. این دفعه خیلی جالب بود، روباه یکی از مرغ ها را با دندان گرفت و با خودش برد.
این تیم کارشناس آمدند و دوباره همان کار را تکرار کردند و توری را به گودال سوم بردند و بوی مرغ ها را با اسپری پاک کردند.
روباه ها وقتی دوباره رسیدند، هرچه گودال ها را گشتند و هرچه زمین را بو کشیدند، چیزی نبود و دوباره رفتند.
دوربین روباه اول را نشان داد که این بار دیگر جست و جو نکرد و رفت داخل گودال دوم دراز کشید و به حالت خوابیده ماند.
چند دقیقه ای صبر کردند و دیدند خبری نیست، نزدیکش رفتند و چک کردند، دیدند کاملا مُرده!
جالب این بود که لاشه روباه را به مرکز دامپزشکی بردند و کلی آزمایش کردند؛ دیدند دقیقا عکس ها و آزمایش ها نشان می دهد این حیوان بر اثر یک شوک عصبی سکته کرده و مُرده.
روباه که نماد مکر و حیله گری در حیوانات است، وقتی احساس می کند صداقتش بین دوستانش از بین رفته، سکته می زند و می میرد، از خجالت می میرد.
چقد زیادند کسانی که می آیند روزی هزاران دروغ به زبان می آورند، جالب این که حتی وقتی دروغ هایشان آشکار می شود، راست راست راه میروند و اصلا و ابدا هم خم به ابرو نمی آورند و اسفناک تر این که بازهم تکرار، تکرار و تکرار...
چقد زشت است که انسان به جایی برسد که حیوانات از او در کرامت اخلاقی پیشی بگیرند!!
نقل شده از کانال تلگرامی راز قرآن به نشانی raz_quran@
۵ نگاه غلط به مهدویت

شاید بعضیها تصور کنن که امام زمان ارواحنا فداه زمانی ظهور میکنن که زمین پر از ظلم و جور شده باشه و در واقع از روایات برداشت نادرستی دارن؛ چون این موضوع فقط یکی از نشانههای ظهوره.
در ادامه ما ۵ نگاه نادرست به مهدویت رو بررسی کردیم.

- برداشت اشتباه از انتظار
برخی از روایات می گویند؛ امام (عج الله تعالی فرجه الشریف) زمین را پر از عدل و داد می کند زمانی که پر از ظلم و جور شده، (کشف المحجة، ج 1، ص 106) برداشت اشتباهی دارند. آنها تصور می کنند عدالت مهدوی محقق نمی شود مگر اینکه زمین پر از ظلم و جور شده باشد. حال آنکه این مسئله یکی از نشانه های ظهور است و بنابر آموزه های قرآنی، هیچ کس نباید بیکار بنشیند بلکه باید برای خودسازس و اصلاح اطرافیان خود تلاش کند.

- بی اثر دانستن حضور امام (عج الله تعالی فرجه الشریف)، در دوران غیبت
عده ای بر این باورند که امام (عج الله تعالی فرجه الشریف) بدون هیچ فعالیتی، منتظر ظهورند. حال آنکه همه هستی به اذن خدا در کنترل ایشان است. امام زمان (عج الله تعالی فرجه الشریف) می فرمایند: اتفاقاتی که برای شما می افتد را می دانیم و هیچ چیز از آن بر ما پوشیده نمی ماند. ما در رعایت حال شما کوتاهی نمی کنیم و یاد شما را از خاطر نبرده ایم که اگر جز این بود گرفتاریها به شما روی می آورد و دشمنان، شما را ریشه کن می کردند. (بحارالانوار، ج 53، ص 174)

- عجله داشتن در ظهور
اشتباه دیگر عجله کردن قبل از تحقق زمینه های لازم است. در عصر غیبت، انسانِ منتظر، پیوسته در طلب ظهور است و با اشتیاق برای تعجیل فرج دعا می کند ولی هرگز عجله نمی کند و در ازای طولانی شدن غیبت، صبر کرده و برای تحقق همه زمینه های لازم ظهور، می کوشد و تا لحظه ظهور با صبوری و شادابی به وظایفش عمل می کند.

- تعیین زمان ظهور
اصل ظهور از مسلمات است اما برخی با تمسک به نشانه ها برای ظهور امام زمان (عج الله تعالی فرجه الشریف) وقت تعیین می کنند. از امام عصر (عج الله تعالی فرجه الشریف) روایت شده: آشکار شدن فرج به اراده خداوند بستگی دارد و آنان که وقت تعیین می کنند دروغ می گویند. (کمال الدین، ج 2، ص 483) بنابراین منتظرانِ واقعی باید خود را از دام شیادان حفظ کرده و درباره زمان ظهور، نظری نداده و منتظر اراده خداوند باشند.

- تطبیق علائم ظهور بر مصادیق خاص
در روایات نشانه های قطعی و غیر قطعی بسیاری برای زمان ظهور امام زمان (عج الله تعالی فرجه الشریف) بیان شده است ولی کمیت و کیفیت آنها مشخص نیست. اما عده ای با آگاهی یافتن از نشانه ها، آنها را بر وقایع و اتفاقات روز تطبیق داده و باعث یاس و ناامیدی و گاهی امید واهی خود و دیگران می شوند. مثل تطبیق افراد با سفیانی، دجال و...
منبع: تبیان